نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٧٦٧ - ٢٣٢ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در تقوى و دل نبستن بدنيا و سختيهاى بعد از مرگ و سفارش به شكيبايى بر بلاء)
پند دهنده براى خردمند، و عبرت براى نادان و غافل، ٤ و پيش از رسيدن بپايان (قيامت) چيزهائى را مىدانيد از تنگى قبرها، و فراوانى غمّ و اندوه (به مفارقت و جدائى مال و فرزند و دوستان) و از ترس محلّى كه (اوضاع قيامت را) آگاه مىشويد (و آن برزخ است) و پياپى رسيدن خوف و بيم، و جابجا شدن دهندهها (بر اثر فشار قبر) و كر شدن گوشها (از صداهاى وحشت انگيز) و تاريكى لحد، و ترس عذابى كه خداوند (به زبان پيغمبرانش) خبر داده است، و پوشاندن قبر، و استوار كردن سنگ پهن (كه قبر را بآن مسدود مىنمايند).
٥ پس اى بندگان خدا، از خدا بترسيد، از خدا بترسيد (پيش از رسيدن مرگ كارى كنيد كه به سختيهاى بعد از آن مبتلى نگرديد، و به دنيائى كه بزودى دست از آن خواهيد كشيد دل نبنديد) زيرا دنيا بشما بيك راه (كه راه آخرت است و پيشينيانتان از آن گذشتند) مىگذرد (همه را از آن راه مىبرد و كسيرا جا نمىگذارد) و شما با قيامت بيك ريسمان بسته شدهايد (بين شما و آن فاصله و مدّت درازى نيست) و مانند آنست كه قيامت علامات و نشانههاى خود را آشكار ساخته و پرچمهايش (مقدّمات پيوستن به پيشينيان) را نزديك گردانيده، و شما را سر راه خود (براى حساب و باز پرسى) نگاهداشته است، و مانند آنست كه سختيهايش را جلو آورده و (مانند شتر كه براى برداشتن بار از پشتش سينه بزمين مىنهد) سينههايش را پهن كرده (عذابهاى دردناكش را آشكار ساخته) ٦ و دنيا از اهل خود دست كشيده و آنان را از پرستارى خويش بيرون نموده، پس همچون روزى بود كه گذشت، يا ماهى كه بسر رسيد، و تازه آن كهنه و فربه آن لاغر گرديد (بدنها ضعيف و ناتوان شده، و آنها را وا داشتهاند) در جاى تنگ (قيامت كه گرفتارى آن دشوار و رهائى از آن غير ممكن) و كارهاى درهم و بزرگ، و آتش داغ پر آزار، با صداى بلند، زبانه افروخته، فرياد خشمناك، و سوزندگى زبانه دار كه فرو نشستن ندارد، و هيزم آن پر شعله، تهديد آن ترسناك، ته آن ناپيدا، اطراف آن تاريك، ديگهاى آن بسيار گرم، كيفرهاى آن رسوا كننده است (امّا براى پرهيزكاران خداوند در قرآن كريم س ٣٩ ى ٧٣ مىفرمايد: وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ