نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٧٥١ - ٢٢٨ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است در توحيد
مثل و مانندى نيست تا همتا و برابر او باشد (زيرا اگر براى او مانندى فرض نماييم آن يا ممكن الوجود است يا واجب الوجود، اگر ممكن الوجود باشد در وجود از او متأخّر است و نمىشود برابر و مانند او باشد، و اگر واجب الوجود باشد منافات دارد با احديّت و يكتا بودن او و لازمه آن تركيب است، زيرا هر چه از براى آن مانند باشد مركّب است از دو جزء يكى از جهت اتّحاد و يكى از جهت امتياز، و واجب الوجود كه مبدا جميع ممكنات مىباشد محالست مركّب باشد) او است نابود كننده اشياء بعد از بود آنها تا اينكه هست آنها نيست گردد (بطورى از بين مىروند كه گويا اصلا نبودهاند) ١٧- و نيست شدن دنيا بعد از آفريدن آن شگفتتر (و دشوارتر) از ايجاد و پديدار نمودن آن نيست، و چگونه شگفتتر باشد در حاليكه اگر همه جانداران دنيا از مرغان و چهارپايان و آنچه را شبانگاه به طويلهشان باز مىگردانند و آنچه در صحراء مىچرند و اقسام و انواع گوناگون آنها و آنچه پست و كودنند و آنچه زير كند از آنها گرد آيند به آفريدن پشّهاى توانا نيستند، و نمىشناسند كه چگونه است راه ايجاد آن، و عقلها و خردهاشان در دانستن آن حيران و سرگردان است، و قوّتهاشان عاجز و مانده مىباشند، و باز مىگردند زبون و خسته در حاليكه مىدانند شكست خوردهاند، و به ناتوانى آفرينش آن اقرار و بنتوانستن نيست كردن آن اعتراف مىنمايند (زيرا اگر خدا نخواهد كسى نمىتواند آنرا بگيرد چه جاى آنكه حقيقتا نيست گرداند. گفتهاند: پشه در خلقت مانند پيل است ولى اعضاء آن بيشتر از پيل مىباشد، زيرا پيل داراى چهار پا و خرطوم و دم است و پشه علاوه بر اين اعضاء داراى دو پا و چهار بال است كه با آن بالها پرواز ميكند، و خرطوم پيل مجوّف و سوراخ نيست ولى خرطوم پشه سوراخ است و چون آنرا ببدن انسان فرو برد با آن خون مىخورد، پس خرطوم پشه به منزله حلقوم آن است).
وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَعُودُ بَعْدَ فَنَاءِ الدُّنْيَا وَحْدَهُ لَا شَيْءَ مَعَهُ كَمَا كَانَ قَبْلَ ابْتِدَائِهَا كَذَلِكَ يَكُونُ بَعْدَ فَنَائِهَا بِلَا وَقْتٍ وَ لَا مَكَانٍ وَ لَا حِينٍ وَ لَا زَمَانٍ عُدِمَتْ عِنْدَ ذَلِكَ الْآجَالُ وَ الْأَوْقَاتُ وَ زَالَتِ السِّنُونَ وَ السَّاعَاتُ فَلَا شَيْءَ إِلَّا اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ