نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٧٢٨ - ٢٢٣ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است بعبد اللَّه ابن زمعه
جمل نقل كرده است:
١ پيغمبر اكرم آنچه را كه مأمور شده بود بيان فرموده، پيغامهاى (احكام) پروردگارش را (بمردم) رسانيد، ٢ پس خداوند بوسيله او از هم گسيخته را منظّم گردانيده، پراكنده را گرد آورد، و بين خويشاوندان پس از دشمنى افروخته در سينهها و كينههاى آتش زننده دلها آميزش و يگانگى برقرار فرمود.
(۲۲۳) (و من كلام له عليه السلام)
كلم به عبد الله بن زمعة و هو من شيعته
و ذلك أنه قدم عليه في خلافته يطلب منه مالا فقال عليه السلام إِنَّ هَذَا الْمَالَ لَيْسَ لِي وَ لاَ لَكَ وَ إِنَّمَا هُوَ فَيْءٌ لِلْمُسْلِمِينَ وَ جَلْبُ أَسْيَافِهِمْ فَإِنْ شَرِكْتَهُمْ فِي حَرْبِهِمْ كَانَ لَكَ مِثْلُ حَظِّهِمْ وَ إِلاَّ فَجَنَاةُ أَيْدِيهِمْ لاَ تَكُونُ لِغَيْرِ أَفْوَاهِهِمْ.
٢٢٣ - از سخنان آن حضرت عليه السّلام است بعبد اللَّه ابن زمعه
يكى از اصحابش هنگاميكه در زمان خلافت آن حضرت نزد آن بزرگوار آمده مالى (از بيت المال) از او درخواست نمود، امام عليه السّلام فرمود:
١ اين مال نه از آن من است نه از آن تو، بلكه غنيمت مسلمانان (كه بر اثر غلبه و تسلّط بر كفّار در كارزار بدست آوردهاند) و اندوخته شمشيرهاى ايشان است، پس اگر با آنها در كارزارشان شريك بودهاى ترا هم مانند آنان نصيب و بهره مىباشد و اگر نه (ترا بهرهاى نيست، زيرا)