نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٧٢٧ - ٢٢٢ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در مدح حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله)
قسمتى [دوم] از اين خطبه است در وصف پارسايان
: ٩ پارسايان گروهى هستند (در ظاهر) از اهل دنيا كه (در باطن) اهل آن نيستند، پس در دنيا مىباشند مانند كسيكه اهل آن نيست (چون دل بر آن نبسته آنرا سراى عاريت پنداشتهاند) عمل آنها در آن به آن چيزى است كه (بعد از مرگ) مىبينند، و بدفع عذاب كه از آن مىترسند مىشتابند (اگر چه با اهل دنيا همنشينند ولى در حقيقت) بدنهاشان بين اهل آخرت در گردش است (سر و كارشان با آنها است) اهل دنيا را مىبينند كه به مرگ جسدشان اهميّت مىدهند، و ايشان به مرگ دلهاى زنده خود بيشتر اهميّت مىدهند (مىبينند مردم دل باقى را رها كرده بتن فانى چسبيدهاند ولى انديشه آنان اينست كه چاره مرگ دل چه بوده و چه بايد بكنند).
(۲۲۲) (و من خطبة له عليه السلام)
خطبها بذي قار و هو متوجه إلى البصرة
ذكرها الواقدي في كتاب الجمل
فَصَدَعَ بِمَا أُمِرَ بِهِ وَ بَلَّغَ رِسَالاَتِ رَبِّهِ فَلَمَّ اللَّهُ بِهِ الصَّدْعَ وَ رَتَقَ بِهِ الْفَتْقَ وَ أَلَّفَ بِهِ الشَّمْلَ بَيْنَ ذَوِي الْأَرْحَامِ بَعْدَ الْعَدَاوَةِ الْوَاغِرَةِ فِي الصُّدُورِ وَ الضَّغَائِنِ الْقَادِحَةِ فِي الْقُلُوبِ.
٢٢٢ - از خطبههاى آن حضرت عليه السّلام است (در مدح حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله)
كه آنرا در ذى قار (موضعى نزديك بصره) هنگام رفتن ببصره فرموده، و واقدى آنرا در كتاب