نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٦٧٧ - ٢٠٥ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در اشاره به بعضى از صفات خداوند سبحان، و مدح پيغمبر اكرم، و وصف نيكان و دوستان حقّ تعالى و پند و اندرز)
٢٠٥ - از خطبههاى آن حضرت عليه السّلام است (در اشاره به بعضى از صفات خداوند سبحان، و مدح پيغمبر اكرم، و وصف نيكان و دوستان حقّ تعالى و پند و اندرز)
: ١ و گواهى مىدهم كه خداى تعالى عادل و درستكار است كه (در همه امور) بعدل (نه بجور و ستم و بر وفق نظام كلىّ و حكمت و مصلحت) رفتار مىنمايد، و حاكم است كه (در قرآن كريم حقّ و باطل را از هم) جدا فرموده است، ٢ و گواهى مىدهم كه محمّد بنده و فرستاده و سرور بندگان او است، هر زمان كه خداوند خلائق را (از اصلاب به ارحام) آورد آنها را دو جرگه (خير و شرّ) گردانيد، پس آن حضرت را در دسته خير و نيكو قرار داد، ٣ در نسب آن بزرگوار بهرهاى براى زناكار نبود، و گناهكار شريك نگرديد (پدران و مادران پيغمبر اكرم تا حضرت آدم عليه السّلام همه موحّد و خدا پرست بودند، و شرك و كفر و گناه در آنها راه نداشت، چنانكه امام عليه السّلام به صراحت فرموده است).
٤ آگاه باشيد خداوند براى (كار) خير و نيكو اهلى (مؤمنين و پرهيزكاران) و براى (دين) حقّ ستونهايى (پيغمبران) و براى طاعت و بندگى نگاهدارندگانى (أئمّه هدى عليهم السّلام) قرار داده است (پس طاعت خدا از روى زمين يك باره بر نيفتد، اگر گروهى رها كنند گروه ديگر آنرا بگيرند، و اگر برخى مخالفت نمايند ديگران از آن حمايت كرده مراعات نمايند) و شما را در هر طاعت (كار نيك) از طرف خدا مددى است (توفيق و لطف خداوند شامل است) كه زبانها را گويا و دلها را (بحقّ) مطمئنّ مىسازد (پس اگر لطف خداوند نبود هنگام غلبه و هجوم باطل و ضعف و سستى حقّ مردم از خداپرستى و پيروى انبياء و اوصياء دست مىكشيدند، و دل بآن نمىدادند) و در آن مدد بىنيازى است براى طالب بىنيازى، و بهبودى (از بيماريهاى روحىّ) است براى خواهان بهبودى (نه كسانيكه به بيماريها تن داده به اندك چيزى دست از اطاعت خدا و رسول كشيده خود را در دنيا و آخرت بدبخت نمودهاند).
٥ و بدانيد، بندگان خدا (أئمّه هدى عليهم السّلام و پيشوايان دين) كه نگاهدارنده علم خدا هستند (محافظت علم بايشان سپرده شده است) آنچه را كه بايد نگاهداشته شود حفظ ميكنند