نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٦٤٣ - ١٨٩ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در احاطه علم خدا به موجودات و ترغيب بتقوى و پرهيزكارى
و بهبودى است كه بيماريهاى (اهل) آنرا خوف و بيمى نيست (زيرا بهبودى هر گونه بيمارى است كه پيش آيد خواه بيمارى بدن خواه بيمارى روح) و ارجمندى است كه يارى كنندگان آن شكست نمىخورند، و حقّى است كه مدد كاران آن مغلوب نمىشوند، ١٩ پس قرآن كان ايمان و مركز آن، و چشمههاى علم و درياهاى آن، و بستانهاى دادگسترى و حوضهاى آن، و سنگهاى بناى اسلام و پايه آن، و بيابانهاى حقّ و دشتهاى آن هموار آن مىباشد، و دريايى است كه آب برندگان آنرا خالى نمىكنند، و چشمههايى است كه كشندگان آب آنرا كم نمىگردانند، و آبشخورهائى است كه واردين از آن نمىكاهند (دانشمندان به همه اسرار آن پى نخواهند برد) و منزلهايى است كه مسافرين راه آنها را گم نمىنمايند، و نشانههايى است كه روندگان از آنها نابينا نيستند، و تپّههايى است كه رو آورندگان از آنها گذر نمىتوانند كرد، (٢٠) خداوند آنرا قرار داد سيرابى تشنگى دانايان، و بهار دلهاى مجتهدين، و مقصد راههاى نيكان، و دارويى كه پس از آن دردى نمىماند، و روشنايى كه تاريكى با آن نيست و ريسمانى كه جاى چنگ زدن آن محكم است، و پناهگاهى كه دژ بلند آن استوار است، و ارجمندى كسيكه آنرا دوست دارد، و صلح و ايمنى كسيكه داخل آن گردد، و هدايت و رستگارى كسيكه پيرو آن باشد، و عذر خواه كسيكه آنرا بخود نسبت دهد، و دليل كسيكه بآن سخن گويد،: و گواه كسيكه بوسيله آن با دشمن جدال نمايد، و فيروزى كسيكه آنرا حجّت آورد، و نگهدارنده كسيكه بآن عمل كند، و مركب تندرو كسيكه آنرا بكار وا دارد، و نشانه كسيكه نشانه جويد، و سپر كسيكه ببر گيرد، و دانائى كسيكه در گوش دارد، و خبر كسيكه نقل كند، و حكم كسيكه (بين مردم) حكم نمايد (زيرا در هر امرى قرآن حاكم بحقّ است و غير آن را حكمى نيست، پس حكم از غير قرآن نادرست است).
(۱۹۰) (و من كلام له عليه السلام)
كان يوصي به أصحابه
تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلاَةِ وَ حَافِظُوا عَلَيْهَا وَ اسْتَكْثِرُوا