نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٦٣٩ - ١٨٩ - از خطبه هاى آن حضرت عليه السّلام است (در احاطه علم خدا به موجودات و ترغيب بتقوى و پرهيزكارى
اقْتَدَى بِهَا سُفَّارُهَا وَ أَعْلاَمٌ قُصِدَ بِهَا فِجَاجُهَا وَ مَنَاهِلُ رَوِيَ بِهَا وُرَّادُهَا جَعَلَ اللَّهُ فِيهِ مُنْتَهَى رِضْوَانِهِ وَ ذِرْوَةَ دَعَائِمِهِ وَ سَنَامَ طَاعَتِهِ فَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ وَثِيقُ الْأَرْكَانِ رَفِيعُ الْبُنْيَانِ مُنِيرُ الْبُرْهَانِ مُضِيءُ النِّيرَانِ عَزِيزُ السُّلْطَانِ مُشْرِفُ الْمَنَارِ مُعْوِذُ الْمَثَارِ فَشَرِّفُوهُ وَ اتَّبِعُوهُ وَ أَدُّوا إِلَيْهِ حَقَّهُ وَ ضَعُوهُ مَوَاضِعَه
١٠ پس (از وصف تقوى و طاعت بدانيد) اين اسلام دين خدا است كه (غير آن پسند او نيست، و) آنرا براى (شناساندن) خود برگزيده، و بنظر عنايت خويش پروريده، و براى تبليغ آن بهترين آفريدگانش (حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله) را اختيار نموده، و ستونهايش (قواعد و احكامش) را روى پايه دوستى خويش بر پا داشته (پس دوستدار خدا پيرو احكام اسلام است) ١١ به ارجمندى آن دينها را ذليل و خوار گردانيده (نسخ فرموده) و به بزرگى آن ملّتها را پست نموده، و به غلبه آن دشمنان را بىقدر و كوچك شمرده، و بيارى آن مخالفين را مغلوب ساخته، و به پايه (اصول و قوانين) آن پايههاى گمراهى (عقائد نادرست) را ويران كرده، و تشنگان (علوم و معارف) را از حوضهاى آن سيراب نموده، و بوسيله كشندگان آب آن (أئمّه عليهم السّلام) حوضها را پر كرده (تفسير و تأويل آيات قرآن كريم و موارد احكام را بيان فرمود) ١٢ پس طورى آنرا (محكم و استوار) قرار داده كه دسته آن جدا و حلقه آن باز شدنى نيست، و بنيانش ويران و ستونهايش خراب نمىگردد، و درخت آن كنده نخواهد شد، و مدّت آنرا پايانى نمىباشد (تا روز قيامت باقى و برقرار است و پيغمبرى مبعوث نمىگردد كه آنرا نسخ نمايد) و احكامش كهنه و شاخههايش كنده نمىشود (هيچ دانائى با مبانى علمى در هيچ زمان نمىتواند