تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٠ - اختلاف شيخ الرئيس و رجل همدانى در كلى طبيعى
ثبوت رسيده و اين ادعا محقق مىگردد كه كلى طبيعى وجود خارجى داشته و موجود است.
بعد از اين بايد در مرتبه ثانيه تكلّم نمود و آن اينكه: آيا كلى طبيعى بالاصاله موجود است يا بالعرض و التطفّل؟ و بحث روى اصالة الوجود و اصالة الماهيه مىرود و چون حاشا كردن و نفى كردن ماهيات، محتاج به يك نظر عقلى ادقّ و ذوق عرفانى كامل است و لازمه آن انكار اصل وجود عالم است كه در نتيجه نمىتوان براى حدوث عالم بحثى منعقد نمود، لذا ما نمىتوانيم اين ادعا را بكنيم، چون اين ذوق عرفانى در ما نيست. بنا بر اين: بحث ما بحث حِكْمى بوده و از ذوات اشياء تكلّم مىكنيم و ناچار مىگوييم ماهيات و كلى طبيعى موجود است.
مرتبه سوم: كيفيت حدوث كلى طبيعى است كه آيا به نحو كلّيت و به وصف كلّيت موجود است؟ يعنى كلى طبيعى بنحو وجود احاطى و سِعِى موجود است و يا به تعدد افراد وجود دارد؟
اختلاف شيخ الرئيس و رجل همدانى در كلى طبيعى
رجل همدانى با شيخ الرئيس طرف محاكمه واقع شده و مدعى است كه بنحو كلّيت موجود است [١] و در مقابل او شيخ مصرّ است كه بنحو كلّيت نيست. [٢]
نظر رجل همدانى اين است كه كلى طبيعى به مثابه خيط طويلى است كه افراد در آن شىء واحد، منتظم بوده و يا به منزله زمينه فرش گسترانيده و افراد متلوّن به الوان و محدود به حدود با چهرههاى متمايزه، به منزله نقوش و گلهاى فرش هستند.
نهايت برهانى كه بر مدعاى رجل همدانى مىتوان اقامه كرد وجوهى است كه به وكالت از طرف او مطرح مىگردد.
[١] رجوع كنيد به: رسالة بعض الافاضل الى علماء مدينة السلام، در رسائل شيخ الرئيس، ج ١، ص ٤٦٦.
[٢] منبع پيشين، ص ٤٧١- ٤٧٩؛ و نيز: شفا، بخش الهيات، ص ٤٠٠.