تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٩ - علت صورى
علت صورى
در طبيعيات خواهد آمد كه مشائين يك حامل قوه كه عبارت از هيولى است، اثبات نمودهاند. [١] مثلًا در هسته خرما چيزى است كه آن حامل اين قوه است كه «أن يصير شجراً قوياً». و هسته خرما اين استعداد را كه درخت خرما شود دارد، ولى حبه گندم استعداد درخت شدن را ندارد. در عين حال فعلًا هسته خرما، هسته است و درخت خرما نيست. و يا نطفه استعداد انسان شدن را دارد ولى انسان نيست؛ چنانكه اگر اين استعداد سير مراحل نموده و علقه و مضغه و بالاخره انسان شد، ديگر در موقع انسانيت، نطفه نيست. به طورى كه اگر امكان داشته باشد، انسانى كه قوه ناطقه دارد، بدون اينكه ماده و نطفهاى در كار باشد، دفعةً خلق شود اين نطفه نيز انسان است.
پس انسانيت انسان به اين صورت و به اين فعليت است و فعليت هر شىء عين شيئيت آن است، مثلًا نطفه كه به حركت جوهريه حركت مىكند اين ماده منويت در خود اين قوه را دارد كه «أن يصير دماً» ولى فعلًا دم نيست، به تدريج كه رو به حركت گذاشت و در جوهر خود حركت كرد به اين مرتبه مىرسد.
بنا بر اين: حامل قوه كه هيولاى اولى است صرف القوه است. بعد از اينكه اين حامل قوه كه عين اين قوه است كه «أن يصير شيئاً آخر»، حركت نمود و به آخرين منزل حقيقت اوليه رسيد و از افق آن حقيقت گذشت، در افق حقيقت ديگرى كه اكمل از آن
[١] رجوع كنيد به: شفا، بخش الهيات، ص ٣١٥- ٣٢٢؛ شرح اشارات، ج ٢، ص ٣٦- ٤٦؛ التحصيل، ص ٣١٢- ٣٢٠.