سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٨ - فصل هفتم در قرائت است در اشاره اجماليه به بعض اسرار سوره حمد
پس چون سالكْ خود و انيّت و انانيّت خود را يكسره تقديم ذات مقدس كرد و هر چه جز حق را محو و محق كرد، عنايت ازلى از مقام غيب احدى به فيض اقدس شامل او گردد و او را به خود آرد و صحو بعد المحو براى او دست دهد و ارجاع به مملكت خويش شود به وجود حقانى. و چون در كثرت واقع شود، از فراق و نفاق بيمناك شود و هدايت خود را، كه هدايت مطلقه است (چه كه ساير موجودات از اوراق و اغصان شجره مباركه انسان كامل است) به صراط مستقيم انسانيت- كه سير الى الاسم الجامع و رجوع به حضرت اسم اللَّه اعظم است- كه از حد افراط و تفريط كه «مغضوبٌ عليهم» و «ضالّين» است خارج است، طلب كند. و يا آنكه هدايت به مقام برزخيّت را، كه مقام عدم غلبه وحدت بر كثرت و كثرت بر وحدت است و حد وسط بين احتجاب از وحدت به حجاب كثرت است، كه مرتبه «مغضوب عليهم» است، و احتجاب از كثرت به وحدت است، كه مقام «ضالّين» و متحيّرين در جلال كبرياست، طلب كند.
وصل:
رُوِىَ في التَّوحيدِ عَنِ الرّضا عَلَيْهِ السَّلام، حينَ سُئِلَ عَنْ تَفْسيرِ الْبسْملَةِ، قالَ:
مَعْنى قَوْلِ الْقائِلِ «بِسْمِ اللَّه» اىْ اسِمُ عَلى نَفْسى سِمَةً مِنْ سِمَاتِ اللَّه وَ هِىَ الْعِبادَة. قالَ الرّاوي فَقُلْتُ لَهُ:
مَا السِّمَةُ؟ قالَ: الْعَلامَة. [١]
و از اين حديث شريف ظاهر شود كه سالك بايد متحقّق به مقام اسم اللَّه شود در عبادت. و تحقّق به اين مقامْ حقيقت عبوديّت، كه فناء در حضرت ربوبيّت است، مىباشد. و تا در حجاب انيّت و انانيّت است در لباس عبوديّت نيست، بلكه خودخواه و خودپرست است و معبود او هواهاى نفسانيّه او است: أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ [٢] و نظر او نظر ابليس لعين است كه در
[١] «در كتاب توحيد از امام رضا عليه السلام روايت شده است كه" چون تفسير «بسمله» (بسم اللَّه) از سمات خدا را مىگذارم و آن نشانه، عبادت است". راوى گفت پرسيدم:" سمه يعنى چه؟" فرمود:" نشانه."» التوحيد، ص ٢٢٩، باب ٣١، حديث ١.
[٢] «آيا ديدهاى آن را كه هواى نفس خود را خداى خود گرفته.» (فرقان/ ٤٣)