سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٤ - فصل ششم در سرّ استعاذه است
مقام اسم اللَّه الجامع كه ربّ انسان كامل است. پس، مادامىكه سالك در لباس كثرت است و خود را متصرف در امور مىداند، در تحت تصرف شيطان است و قرائت او به لسان انانيّت كه لسان فصيح شيطان است واقع است و آنچه به لسان جارى كند اسم اللَّه نخواهد بود. و چون خارج شد از اين كثرت و خود را متصرف نديد و جلوه فعل حق را در مظاهر خَلقيه مشاهده نمود، به اول مرتبه استعاذه اهل سلوك نايل شده؛ و اين استعاذه قيام و قرائت است، زيرا كه هر دو، مقام توحيد فعلى است:
اما قيام، چنانچه ذكر شد، تذكر مقام قيوميت حق است؛ و براى اهل ولايت تحقق به آن است و تدلى به مقام مشيت است.
و اما قرائت، پس تذكر اسم اللَّه، كه مقام مشيت مطلقه است و قصر جميع محامد به حق و تذكر مقام رحمانيت و رحيميت و مالكيت، و اتيان به صيغه جمع در «نَعْبُدُ» و «نَسْتَعين» و تذكر مقام «هدايت به صراط مستقيم غير مايل به افراط و تفريط» تمام مناسب با توحيد افعال است؛ چنانچه نزد اهلش واضح است.
و چون خارج شد از كثرت صفتى و جميع صفات و اسما را مضمحل ديد و حكم به فنا كرد، در مرتبه ثانيه از استعاذه واقع شود كه آن، استعاذه ركوع و ذكر آن است؛ زيرا كه ركوع و ذكر آن، اشاره به مقام توحيد صفات است؛ چنانچه در سرّ آن بيايد، ان شاء اللَّه.
و چون غبار كثرت را از دار تحقق پاك نمود و حجب نورانيه و ظلمانيه را برچيد و به مقام توحيد ذاتى و فناى كلى نايل شد، استعاذه حقيقيه براى او حاصل آيد. و اين استعاذه سجود است و ذكر آن، زيرا كه آن- چنانچه بيايد- اشاره به مقام توحيد ذاتى است. و تواند اشاره به مقامات ثلثه بود آنچه از حضرت رسول- صلى اللَّه عليه و آله- منقول است كه در سجود گفت:
اعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عِقابِكَ، وَ اعُوذُ بِرِضَاكَ مِنْ سَخَطِكَ، وَ اعُوذُ بِكَ مِنْك. [١]
و آنچه در
[١] «از كيفر تو به عفوت و از خشم تو به رضايت و از تو به خودت پناه مىبرم.» عوالى اللئالى، ج ٤، ص ١١٤، بحار الأنوار، ج ٩٥، ص ٤١٧، «كتاب اعمال السّنين ...»، باب ١١١.