سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٩ - فصل اول در اسرار اذان و اقامه است
در اين مملكت، امام قرار دهد و ساير قواى منتشره در جهات مختلفه را مجتمع كند و مأموم قرار دهد و جنود متفرقه در اقاليم ظاهره و باطنه را، كه به دست قلب مفتوح شده، جمعآورى نمايد؛ و ملائكه قاطنين ملكوت نيز بر گرد او مجتمع شوند و بدو اقتدا كنند.
و چون سالكْ خود را مقتداى جنود الهيّه از ملائكه و قواى ملكوتيه خود ديد و خود را پيشقدم در اين سلوك الهى و حضور در محضر ربوبى ديد، بايد از صلاة خود محافظه و مراقبه نمايد و از آن غفلت و سهو نكند كه وِزر نماز مأمومين به عهده او نماند:
فَاْلمُؤْمِنُ وَحْدَهُ جَمَاعَة. [١]
و اگر بر اين جماعت محافظه كند، به عدد هر يك از مأمومين فضل صلاة او افزون شود؛ و شايد به توفيق الهى بعضى از اسرارِ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ، كه به صيغه جمع مذكور است، بر او منكشف شود. و اگر مراقبت و محافظت نكند در اين اقوال و افعال صلاتى، دروغگو شود و در زمره منافقين درآيد؛ و علاوه بر آنكه تضييع صلاة خود كرده، تضييع صلاة ملائكة اللَّه را نموده، چه كه امام ضامن قرائت مأموم است، بلكه حامل وِزر ساير اجزاء و شرائط آن نيز هست.
و طريق اسلم و نزديكتر به نجات آن است كه مصلّى خود را در جميع اقوال و افعال تسليم روحانيت رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله يا مقام ولايتمآبى، يا امام عصر سلام اللَّه عليهما نمايد و به لسان آنها ثناجويى از حقّ كند، و در افعال نيز به افعال آنها متمسك شود؛ و خود كه امام ملائكه و جنود الهيّه است مأموم مقام رسالت و ولايت شود؛ و طى اين سلوك روحانى و عروج به معراج الهى را چنانچه به هدايت آن بزرگواران مىكند، به تبعيت محض و تسليم صِرف از آنها كند، كه على عليه السلام صراط مستقيم [٢] و نماز مؤمنين است و خضرِ طريق سلوك است: (طى اين مرحله بىرهبرى خضر مكن). [٣]
[١] «مؤمن به تنهايى جماعت است.» وسائل الشّيعة، ج ٥، ص ٣٧٩، «كتاب الصّلاة»، «ابواب صلاة الجماعة»، باب ٤، حديث ٢ و ٥.
[٢] بحار الأنوار، ج ٣٥، ص ٣٦٣- ٣٧٥، «تاريخ امير المؤمنين»، باب ١٦.
[٣] در نسخ مطبوع: قطع اين مرحله بىهمرهى خضر مكن/ ظلماتست بترس از خطر گمراهى.- حافظ