سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٥ - فصل دهم در سرّ استقبال به كعبه است
بر قلب او شود، و به اول جلوه توحيد افعالى نايل گردد، و پس از آن براى او راه سلوك إلى اللَّه مفتوح شود، و لياقت ورود در صلاة حقيقى پيدا كند، باذن اللَّه تعالى.
فصل دهم در سرّ استقبال به كعبه است
كه امّالقرى است و مركز بسط ارض است: وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها. [١] و يَدُ اللَّه و بِحِيَالِ اللَّه و بِحيَالِ بَيْتِ الْمَعْمُور است كه سرّ قلب و در سماى رابعه است. پس، كعبه أمّ القرى سرّ آن بيت المعمور است كه سرّ قلب است و سرِّ سرِّ آن، يد اللَّه؛ و سرِّ مُستسرِّ آن، اسم اللَّه الاعظم است.
پس، اهل معرفت و اصحاب قلوب سرايت دهند حكم توحيد را از سرّ به علن و از باطن به ظاهر؛ چنانچه در سرّ قلبِ خود جهات متشتته را فانى در وحدت تامه كنند و سرِّ كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ [٢] را دريابند در ظاهر، جهات متشتته شرقيه و غربيه را در أم القرى كه مرتبه وسطيت را دارد و غير شرقى و غير غربى است فانى كنند و سرّ «حِيال اللَّه» و «حِيال بيت المعمور» را دريابند.
و در نمازِ اوليا توجه به قبله، ظهور سرّ احديّت است در ملك بدن، چه كه به سرّ وجودىْ وجهه احديّه غيبيّه را شهود كنند و بدان توجه نمايند، و سرّ ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها [٣] را مشاهده كنند و سرّ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ را دريابند. و به مرتبه لطيفه اخوفيه به احديّتِ جمع اسماى ذاتيه كه لَيْسَ لَها غَرْبِيَّةُ غَيْبِ
[١] «و زمين را پس از آن بگسترانيد.» (نازعات/ ٣٠)
[٢] « (گويى) ستارهاى درخشان است كه از درختى مبارك، زيتون، روشن مىشود كه نه شرقى است و نه غربى.» (نور/ ٣٥)
[٣] «هيچ جنبندهاى نيست مگر آنكه خدا ناصيهاش (زمام اختيارش) را به دست دارد.» (هود/ ٥٦)