سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣ - فصل پنجم در اسرار ستر عورت است
كند؛ و ظاهر را به ستر طاعت، و باطن را به ستر خوف و رهبت، مزين نمايد؛ و متذكر عنايات حقّ شود كه اسباب ستر عورات ظاهره و باطنه را مرحمت فرموده، و راه توبه و انابه را به روى بندگان مفتوح فرموده، كه به ستر غفاريت و ستاريت حقّ، خود را مستور كنند و عيوب خود را بپوشانند.
و چنانچه حقّ تعالى ستار عيوب بندگان است، ستّاران را دوست دارد و از هتك ستور بيزار است، پس سالك إلى اللَّه ستار عيوب بندگان خداست، و عمر خود را در كشف ستر مردم تلف نكند و چشم خود را از عورات و عيوب بندگان خدا بپوشد و هتك ستر كسى نكند و پرده ناموس احدى را ندرد؛ چنانچه خداوند ستارْ ستر عيوب او را، كه از ديگران بزرگتر و فضيحتر است، فرموده؛ و بترسد از اينكه اگر پرده عيوب كسى را بدرد، حقّ تعالى پرده ستاريت از بعض اعمال و اخلاق او بردارد و در ميان جمع او را رسوا و خوار نمايد.
و مسافر طريق آخرت، مطالعه در عيوب و عورات خود او را از عيوب ديگران مشغول مىكند، و تجسس امورى كه به حال او فايده ندارد يا ضرر دارد نمىكند، و عمل خود را رأس المال تجارت ديگران قرار نمىدهد به واسطه غيبت و هتك ستر؛ و از عيوب و ذنوب خود هيچگاه نسيان نمىكند؛ كه نسيانِ گناهان از بزرگترين عقوبات حقّ است در دنيا كه انسان را از جبران آنها بازمىدارد، و از بزرگترين اسباب عقاب است در آخرت.
و تا بنده خدا به طاعت حقّ و مداقه در احوال خود و مطالعه در معايب نفس مشغول است، و از آنچه در دين خدا عار است بر كنار است، از آفاتْ دور و در درياى رحمت حقّ مستغرق، و به گوهرهاى حكمت فائز است؛ و اگر نسيان ذنوب خود كرد و از معايب خود غفلت ورزيد و خودبين و خودخواه شد و اعتماد به حول و قوه خود كرد، رستگارى نخواهد ديد و به فلاح نايل نشود.