سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨ - فصل چهارم در اسرار حديث شريف
اجْلِ ذلِكَ اوَّلُ الْوُضُوءِ بِالْيُمْنى. ثُمَّ قالَ: يا مُحَمَّدُ خُذْ ذلِكَ فَاغْسِلْ بِهِ وَجْهَكَ- وَ عَلَّمَهُ ذلِكَ- فَانَّكَ تُريدُ انْ تَنْظُرَ الى عَظَمَتى وَ انْتَ طاهِرٌ؛ ثُمَّ اغْسِلْ ذِراعَيْكَ الْيَمينَ وَ الْيَسارَ- وَ عَلَّمَهُ ذلِكَ- فَانَّكَ تُريدُ انْ تَتَلَقّى بِيَدَيْكَ كَلامي؛ وَ امْسَحْ بِفَضْلِ ما فى يَدَيْكَ مِنَ الْماءِ رَأسَكَ وَ رِجْلَيْكَ الى كَعْبَيْكَ- وَ عَلَّمَهُ المسْحَ بِرَأسِهِ وَ رِجْلَيْهِ- وَ قالَ: انّي اريدُ انْ امْسَحَ رَأسَكَ وَ ابارِكَ عَلَيْكَ. فَامَّا الْمَسْحُ عَلى رِجْلَيْكَ فَانّي اريدُ انْ اوْطِئَكَ مَوْطِئاً لَمْ يَطَأْهُ احَدٌ قَبْلَكَ وَ لا يَطَؤُهُ احَدٌ غَيْرُكَ ...
الحديث. [١]
تو نيز، اى شفيق عرفانى و رفيق ايمانى، تأسى كن به سر حلقه اهل معرفت و يقين؛ و دست راست خود را به سوى رحمت حقّ دراز كن و از آب نازل از ساقِ ايمنِ عرشِ رحمت تلقى كن، كه حقّ تعالى دست خالى فقراى إلى اللَّه را رد نمىفرمايد و كشكول گدايى ارباب حاجت را تهى بر نمىگرداند. پس، از آن آب رحمت بردار و روىِ آلوده به توجه به دنيا، بلكه به ما سوا را شستوشو ده، چه كه با اين قذارت و آلودگى، به عظمت حقّ نتوان نظر كرد:
فَانَّ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ضَرَّتان. [٢]
پس دستهاى خود را از مرفقِ رؤيتِ حول و قوّه تا اصابع مباشرت به رؤيت انّيّت و انانيّت تغسيل كن:
فَلا حَولَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِاللَّه؛ [٣]
چه كه با اين كثافتِ استقلال نفس، مسّ كتاب حقّ
[١] در كتاب علل الشّرائع در ضمن حديث نماز معراج آمده است: «... سپس پروردگارم عزّ و جلّ فرمود:" اى محمد، دست خود را پيش ببر تا آبى كه از ساق راست عرش من جارى است به تو برسد". پس آب فروريخت و من دست راست خود را بدان زدم، از اين رو آغاز وضو با دست راست شد. سپس فرمود:" اى محمد، آن آب را بگير و با آن روى خود بشوى- و نحوه شستن را به حضرتش تعليم داد- زيرا كه تو مىخواهى در حال پاكى به عظمت من نظر كنى. سپس ذراع راست و ذراع چپت را بشوى- و نحوه شستن را به او تعليم داد- كه تو مىخواهى با دو دستت كلام مرا دريافت كنى. و با باقيمانده آب دستانت سرت و دو پايت را تا قوزك مسح كن"- و نحوه مسح سر و پا را بدو آموخت- و فرمود:" من مىخواهم سرت را مسح كنم و بر تو مبارك گردانم و امّا مسح بر دو پايت (براى اين است كه) مىخواهم قدمت را بر جايى بگذارم كه پيش از تو كسى بر آن گام نگذارده و كسى جز تو بر آن گام نخواهد گذاشت".» حديث ادامه دارد. علل الشّرائع، ص ٣١٢، باب ١، حديث ١.
[٢] «دنيا و آخرت هووى يكديگرند.» عوالى اللّآلي، ج ١، ص ٢٧٧، حديث ١٠٦، و ج ٤، ص ١١٥. نهج البلاغة، حكمت ١٠٠.
[٣] «هيچ جنبشى و هيچ نيرويى نيست مگر از خدا.»