سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧ - فصل چهارم در اسرار حديث شريف
او را دعوت به اين شجره كنند كه مبدأ بسط كمالات و منشأ فتح ابواب فيوضات است.
پس، او را از بساط قرب قبل التنزل تبعيد كردند و به توجه به طبيعت دعوت نمودند تا آنكه وارد حجب ظلمانيه گردد؛ زيرا كه تا وارد در حجاب نشود، خرق آن نتواند كرد. قالَ تَعَالى: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ، ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ. [١] ردّ به اسفل سافلين، كه آخرين حجب ظلمانيه است، از جامعيت اين اعجوبه الهيّه است و لازمه تعليم اسما و صفات در حضرت علميه است.
و چون آدم (ع) از ظهور ملكوتىِ ايجادى به توجه به ملك خود خارج شد، محدث به حدث اكبر و مجنب به جنابت عظما گرديد؛ و چون اين توجه در حضرت مثال يا بهشت دنيا متمثل شد، دنيا به صورت شجره درآمد و آدم به توجه و مشى به سوى آن و برداشتن به دست و به سر نهادن و اعظام نمودن آن، مبتلاى به خطيئه شد. پس، اين خطيئه را و موارد آلودگى به آن را، بايد خود و ذريه او، خصوصاً اين امت كه خير امم و عارف به اسرارند از نور اولاد اطهار، جبران كنند.
پس، موارد آلودگى ظاهر او را بايد تطهير كنند به آب طاهر نازل از حضرت رحموت؛ و مورد آلودگى باطن و قلب او را بايد تطهير كنند به آب تجلّيات از حضرت لاهوت. پس، در وقت تطهير وجه، وجه قلب را يكسره از غير شستوشو دهند؛ و در وقت تطهير دست، از مرفق آلودگى به دنيا تا منتهاى اصابع مباشرت آن تطهير كنند؛ و با فضل آن، اقصاى عرشِ توجه به طبيعت و منتهاى مشى به سوى حصول آمال را مسح نمايند، و از فضول توجه به ملك و بقاياى آثار آن خارج شوند، و از خطيئه و جنابت پدر اول، كه اصل آنهاست، بيرون شوند.
وَ فِى الْعِلَلِ فِى حَديثِ صَلاةِ الْمِعْراجِ: ثُمَّ قالَ ربّي عَزَّ وَ جَلَّ: يا مُحَمَّدُ مُدَّ يَدَكَ فَيَتَلَقّاكَ ماءٌ يَسيلُ مِنْ سَاقِ عَرشِى الْأيمَنِ. فَنَزَلَ الْماءُ فَتَلَقَّيْتُهُ بِالْيَمينِ فَمِنْ
[١] «همانا انسان را در بهترين صورت و هيئت آفريديم. آنگاه او را به اسفل سافلين (پستترين جاهاى پست) بازگردانيديم.» (تين/ ٤)