سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥ - فصل سوم
قرب فرائض و فناى مطلق است و دليل وصول به بساط حاضر است.
و تا اين مقام، طهارت و طهور سالكين إلى اللَّه است؛ و پس از اين، طهور اهل وصول شروع شود كه آن نتيجه قرب فرائض است؛ و آن از باطن شروع شود و از قلب طلوع كند و به ملك بدن ختم شود. پس، هر يك از واصلين را طهورى است خاص به خود، كه تفصيل آن از حوصله بيان خارج است؛ و چنانچه جناب صادق عليه السلام به حسب اين روايت شريفه، امر به تفكر در جهات مختلفه آب فرموده، و هر يك را وسيله ترقى به مقامى قرار داده- مثل تفكر در احيا و صفا و رقت و طهوريت و بركت و لطف امتزاج آن- تو نيز اطاعت نما امر مولاى صادق مصدق عليه السلام را؛ و جميع جهات صوريه را وسيله ارتقا به مقامات معنويه قرار ده.
پس، ظاهر خود را زنده كن به استعمال طهور، و كسالت و سستى و نعاس را به بركت آن از خود دور كن، و صورت خود را صفا بده، و با ظاهر پاك و پاكيزه توجه به بساط قرب نما، و اعضاى خود را زنده كن به اطاعت مولاى خود؛ و باطن خود را زنده كن به حيات فكر در مبدأ و منتها و منشأ و مرجع؛ و قلب خود را زنده كن به حيات ايمان و اطمينان؛ و سرّ خود را زنده كن به حيات تجلّيات افعاليه و اسمائيه و ذاتيه به مراتب آن؛ و تفكر كن در صفاى آب، و با مولاى خود به صدق و صفا قدم زن، و به مراتب اخلاص تحقق پيدا كن؛ و ما پس از اين، اخلاص و مراتب آن را در باب نيت ذكر مىكنيم، ان شاء اللَّه.
و با بندگان خدا نيز با اخلاص معاشرت كن؛ و در راه حقّ و خلق از اعمال اراده متعلقه به خود بگذر؛ و تفكر كن در لطف امتزاج آب با اشياء، كه آن امتزاج براى اصلاح حال آنهاست و رساندن آنهاست به كمال لايق خود و زنده نمودن آنهاست؛ و كيفيت معاشرت و معامله تو با بندگان خدا نيز اين طور باشد؛ و با نظر عطوفت و اصلاح به بندگان خدا نظر كن، و در صدد اصلاح ظاهر و باطن آنها و زنده نمودن آنان باش؛ حتى هدايت تو از گمراهان و نهى نمودن تو از معاصى اهل عصيان نيز، براى اصلاح حال آنها باشد نه براى اعمال نفوذ اراده خود؛ و اگر تطهير خود را با تفكرات مذكوره نمودى، حسب وعده امام صادق عليه السلام در اين حديث شريف، چشمههاى معارف و