سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢ - فصل دوم
فرمود؛ و اشارهاى به آن مىآيد، ان شاء اللَّه؛ و توجه نكند به صعيد كه اصل تقييد و تحديد است؛ و اگر فاقد شد ماءِ سرِّ وجود را، پس در مرآت تعيّن صعيدى و تجلى تقييدى، بعض از آن محالّ را تطهير كند و در كسوه تقييد، سرّ وجود را مشاهده كند،
فَانَّ التُّرابَ أَحَدُ الطَّهُورَيْن
قوله عليهالسلام التُّرابُ أَحَدُ الطَّهُورَيْن يكفيك عشْر سنين [١]
و
رَبُّ الْماءِ هُوَ رَبُّ الصَّعيد. [٢]
قالَ تَعَالى: هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ. [٣] پس، سرّ وضوء اضمحلال كثرات است در عين جمع؛ و تيممْ رؤيت وحدت است در كسوه كثرت؛ و سرّ اين سرّ وضوء رؤيت حقّ است و نفى غير: هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ؛ [٤] و تيمّمْ رؤيت ذات مقدس است در كسوه غير:
لَوْ دُلّيتُمْ بِحَبْلٍ الَى الأرْضِ السُّفلى، لَهَبَطْتُمْ عَلَى اللَّه. [٥]
و بالجمله، وضوء دست و رو شستن از ما سوى است: إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ؛ و تيمّم رؤيت اوست در آينه اشياء
ما رَأَيتُ شَيْئاً الّا وَ رَأَيْتُ اللَّه مَعَهُ اوْ فيهِ [٦]
داخِلٌ فِى الأشْياءِ لا كَدُخُولِ شَيءٍ في شَيء. [٧]
و ايضاً وضوء، تطهير به آب است قبل التنزّل؛ و تيمّم، تطهير به آن است پس از تنزّل؛ و از اين جهت احد الطّهورين است به مقتضاى سرايت حكم باطن به ظاهر و غيب به شهادت؛ و ايضاً وضوء، تطهير از نقايص و حدود است، ف ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ؛ [٨] و تيممْ
[١] «كه همانا خاك يكى از دو پاككننده است.» آخوند خراسانى (ره) در كفاية الاصول ج ١، ص ١٣٠، اين روايت را بدون ذكر سند و نام معصوم عليه السلام بدين صورت آورده است:
قوله عليهالسلام التُّرابُ أَحَدُ الطَّهُورَيْن يكفيك عشْر سنين
(خاك يكى از دو پاككننده است و (طهارت با آن) ده سال تو را بس است.)
[٢] «و پروردگارِ آب همان پروردگار خاك است.» وسائل الشّيعة، ج ٢، ص ٩٦٥، «كتاب الطّهارة»، «ابواب التيمّم» باب ٣، حديث ٢.
[٣] «اوست كسى كه در آسمان خداست و در زمين خداست.» (زخرف/ ٨٤)
[٤] «اوست اولين و آخرين و پيدا و نهان.» (حديد/ ٣»
[٥] «اگر با ريسمانى به زمين زيرين فرستاده شويد، بر خدا فرود خواهيد آمد.» علم اليقين، ج ١، ص ٥٤.
[٦] «چيزى را نديدم مگر آنكه با آن يا در آن خدا را ديدم.» علم اليقين، ج ١، ص ٤٩.
[٧] «در درون اشياء است نه مانند اينكه چيزى داخل چيزى باشد.» توحيد صدوق، ص ٣٠٦، باب ٤٣، حديث ١.
[٨] «آنچه نيكى به تو رسد از جانب خداست و آنچه بدى به تو برسد از ناحيه خود تو است.» (نساء/ ٧٩)