سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١ - فصل دوم
فصل دوم
بعض از اهل معرفت گويد كه «طهور يا با آب است، كه سرّ حياتى است، كه آن اصل علم است براى مشاهده حىّ قيوم تعالى؛ قالَ تَعَالى: وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً لِنُحْيِيَ بِهِ، [١] وَ قالَ جَلَّ وَ عَلا: وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ؛ [٢] و يا خاك، كه آن اصل نشئه انسان است؛ قالَ عَزَّ مِنْ قائِلٍ: مِنْها خَلَقْناكُمْ، [٣] وَ قالَ جَلَّ وَ عَلا: فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً؛^ [٤] و اين براى آن است كه تفكر كنى در ذات خود، و معرفت پيدا كنى كه كى تو را ايجاد فرموده و از چه آفريده و براى چه ايجاد كرده؛ پس خاضع او شوى و تكبر را از سر بگذارى، زيرا كه خاك اصل در ذلت و مسكنت است.» انتهى. [٥]
نويسنده گويد: اصل آبْ رحمت اطلاقى وجود است؛ قال تعالى: وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ. [٦]
وَ عَنِ الصّادِقِ عَلَيْهِ السَّلام: تَقَدَّمْ الَى الْماءِ تَقَدُّمَكَ الى رَحْمَةِ اللَّه؛ [٧]
و آن اصل تجلى ذاتى است بىتعلق به مرآت و تعين در مجالى آيات.
پس، سالك إلى اللَّه اگر يافت طريقى به تجلى فيض اطلاقى و مشاهده جمال بىتحديد به مثال، به آن تجلى تطهير مقادم وجود خود كند براى وصول به بساط قرب؛ چنانچه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در وضوء معراج
[١] «و از آسمان آبى پاككننده فروفرستاديم تا بدان زنده كنيم ...» (فرقان/ ٤٩)
[٢] «و بر شما از آسمان آبى فرود مىآورد تا بدان تطهيرتان كند و پليدى شيطان را از شما بزدايد.» (انفال/ ١١)
[٣] «از آن (خاك) آفريديمتان.» (طه/ ٥٥)
[٤] «... پس اگر آب نيافتيد بر خاك پاك تيمّم كنيد.» (نساء/ ٤٣ و مائده/ ٦)
[٥] اسرار العبادات و حقيقة الصّلاة، قاضى سعيد قمى، ص ١٦.
[٦] «و از آب هر چيز زندهاى را آفريديم» (انبياء/ ٣٠)
[٧] «به آب نزديك شو همانند آنكه به رحمت خدا نزديك مىشوى.» مصباح الشّريعة، باب ١٠. بحار الأنوار، ج ٧٧، ص ٣٣٩، «كتاب الطّهارة»، «ابواب الوضوء»، باب ٦، حديث ١٦.