سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨ - فصل اول در سرّ طهارت است
تقوا از شرائط قبول نماز است مطلقاً؛ و تقواى باطن، كه تطهير آن از ذمايم اخلاق است از قبيل كبر و حسد و غفلت و كسل و امثال آن، از شرائط قبول است در نظر اهل معرفت، و از شرائط صحت صلاة اهل باطن است؛ و همين طور حسب مراتب تقوا تا آخرين درجات آن.
و از امور مهمهاى كه تنبه به آن لازم است، و اخوان مؤمنين خصوصاً اهل علم- كثر اللَّه أمثالهم- بايد در نظر داشته باشند، آن است كه اگر كلامى از بعض علماى نفس و اهل معرفت ديدند يا شنيدند، به مجرد آنكه به گوش آنها آشنا نيست يا مبنى بر اصطلاحى است كه آنها را از آن حظى نيست، بدون حجت شرعيه رمى به فساد و بطلان نكنند و از اهل آن توهين و تحقير ننمايند؛ و گمان نكنند هر كس اسم از مراتب نفس و مقامات اوليا و عرفا و تجلّيات حقّ و عشق و محبت و امثال اينها كه در اصطلاحات اهل معرفت رايج است برد، صوفى است يا مروج دعاوى صوفيه است، يا بافنده از پيش خود است، و بر طبق آن برهان عقلى يا حجتى شرعى ندارد؛ به جان دوست قسم كه كلمات نوع آنها شرح بيانات قرآن و حديث است.
تفكر كن در اين حديث شريف كه از حضرت صادق درباره قلب سليم وارد شده، ببين آيا غير از فناى ذاتى و ترك خودى و خوديت و انّيّت و انانيّت، كه در لسان اهل معرفت است، به چيز ديگر قابل حمل است؟ آيا مناجات شعبانيه را كه از حضرت امير و اولاد معصومين او سلام اللَّه عليهم وارد شده و مكرر خواندى، تفكر و تدبر در فقرات آن كردى؟ كه غاية القصواى آمال عارفان و منتهاى آرزوى سالكان، همين فقره شريفه از آن دعاى شريف است:
الهى، هَبْ لي كَمالَ الانقِطاع الَيْكَ، وَ أَنِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِها الَيْكَ حَتّى تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقلُوبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلَ الى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصيرَ ارْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ. [١]
[١] «بارالها، بريدگى همه جانبه (از متعلّقات دنيوى) براى توجّه به خودت را ارزانيم فرما، و چشم دلهايمان را به فروغ نظر كردن به خودت روشن گردان تا ديدگان دل پردههاى نور را دريده به معدن عظمت و جلال برسد و جانهايمان به عزّ قدس تو تعلق يابند.» قسمتى از «مناجات شعبانيّه»، بحار الأنوار، ج ٩١، ص ٩٧، «كتاب الذّكر و الدّعاء»، «باب ادعية المناجاة»، حديث ١٢. مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ص ٣٧٤.