سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩ - فصل ششم در بيان امورى كه انسان را در تحصيل حضور قلب اعانت مىكند
يكى از اسرار تكرار اذكار و اعمال است، زيرا زبان كه ذكر الهى را تكرار كرد، كمكم زبان قلب هم باز مىشود و آن نيز متذكر مىشود، چنانچه از تذكر قلب، زبان نيز متذكر مىشود. و اين فايده حاصل نشود در عبادات و اين نتيجه گرفته نشود، مگر آنكه وقت عبادت و دعا و ذكْر قلب حاضر باشد، كه با غفلت و نسيان قلب، به هيچ وجه اعمال خيريه را در روح تأثيرى نيست؛ و از اين جهت مىبينيم كه از عبادات پنجاه سال، يا بيشتر، در قلب ما به هيچ وجه اثرى پيدا نشده، بلكه به ملكات فاسده ما هر روز افزوده شده؛ و اين صلاة كه ناهى از فحشا و منكر است، و معراج مؤمن و مقرب متقى است، ما را به جايى نرسانده و مقام صفايى براى ما از آن حاصل نيامده.
شيخ عارف كامل، شاهآبادى- روحى فداه- مىفرمود: «بايد انسان در وقت ذكر، مثل كسى باشد كه كلامْ دهن طفل مىگذارد و تلقين او مىكند، براى اينكه او را به زبان بياورد، و همين طور انسان بايد ذكر را تلقين قلب كند؛ و مادامىكه انسان با زبان ذكر مىگويد و مشغول تعليم قلب است، ظاهر به باطن مدد مىكند؛ همين كه زبان طفل قلب باز شد، از باطن به ظاهر مدد مىشود. چنانچه در تلقين طفل نيز چنين است: مادامىكه انسان كلام دهن او مىگذارد او را مدد مىكند؛ همين كه او آن كلام را به زبان اجرا كرد، نشاطى در انسان توليد مىشود كه خستگى سابق را برطرف مىكند. پس در اول، از معلم به او مدد مىشود و در آخر، از او به معلم كمك و مدد مىشود. انسان اگر مدتى مواظبت كند در نماز و اذكار و ادعيه به اين ترتيب، البته نفس عادى مىشود، و اعمال عبادى هم مثل اعمال عاديه مىشود كه در حضور قلب در آنها محتاج به رويّه نيست، بلكه مثل امور طبيعيه عاديه مىشود.
فصل ششم در بيان امورى كه انسان را در تحصيل حضور قلب اعانت مىكند
و آن در نماز، امورى چند است كه پس از اين در مواقع خود بعض از آن را