سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦ - فصل پنجم در كيفيّت حصول حضور قلب
أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ. [١] كسى كه خشوع در نمازش نباشد، از اهل ايمان و فلاح نيست؛ و براى اهل تفكر و تدبر اين دو آيه كفايت مىكند. واى به حال آن كس كه حقّ تعالى در حقّ او بفرمايد واى بر او. چيزى را كه عظيم مطلق به اين عظمت و اهميت ذكر فرمايد، معلوم است چه وحشت و ظلمت و نقمتى در دنبال دارد.
وَ عَنِ النَّبِيّ، صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ: اعْبُدِ اللَّه كَانَّكَ تَراهُ، وَ انْ لَمْ تَكُنْ تَراهُ فَانَّهُ يَراك
١١؛ و اين حديث شريف اشاره به دو مرتبه كامله از حضور قلب است: يكى حضور قلب در تجلى ذاتى يا اسمايى؛ و ديگر، حضور قلب در تجلى فعلى به يك مرتبه آن، كه عابد خود را در محضر ربوبيت حاضر ببيند؛ و البته در اين صورت ادب حضور و آداب مخاطبه با جناب ربوبى را فطرتاً بهجا مىآورد.
و عنه صلّى اللَّه عليه و آله: انَّ مِنَ الصّلاةِ لَما يُقْبَلُ نِصْفُها وَ ثُلْثُها وَ رُبْعُها وَ خُمْسُهَا الَى الْعُشْرِ؛ وَ انَّ مِنْها لَما تُلَفُّ، كَما يُلَفُّ الثَّوْبُ الْخَلَقُ، فَيُضْرَبُ بِها وَجْهَ صاحِبِها؛ وَ انْ ما لَكَ مِنْ صَلاتِكَ إلّا ما اقْبَلْتَ عَلَيْهِ بِقَلْبِك؛ [٢]
و به اين مضمون روايات ديگر وارد است. [٣]
و از حضرت باقر العلوم عليه السلام منقول است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: «وقتى كه بنده مؤمن در نماز مىايستد، خداى تعالى به او نظر مىافكند- يا فرمود كه خداى تعالى اقبال بر او مىكند- تا آنكه منصرف شود و رحمت بر او سايه افكند از بالاى سرش تا افق آسمان، و ملائكه او را احاطه كنند از اطرافش تا آسمان؛ و خداى تعالى ملكى را موكل او كند كه
[١] «همانا رستگار شدند مؤمنان؛ آنان كه در نمازشان خاشعاند.» (مؤمنون/ ١ و ٢)
[٢] «نمازى هست كه نصف آن پذيرفته مىشود و نمازى هست كه يك سوم يا يك چهارم يا يك پنجم ... تا يك دهم آن قبول مىگردد. و نمازى است كه چون جامه كهنه درهم پيچيده شده بر چهره به جاىآورندهاش زده مىشود. و همانا از نمازت براى تو (نتيجهاى) نيست جز آن مقدار كه در آن اقبال و حضور قلب داشتهاى.» بحار الأنوار، ج ٨١، ص ٢٦٠، «كتاب الصّلاة»، باب ٣٨، حديث ٥٩.
[٣] از آن جمله به بحار الانوار، ج ٨١، ص ٢٦٠، «كتاب الصّلاة»، باب ٣٨، (آداب الصّلاة)، مراجعه شود.