سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤ - فصل سوم در بيان سرّ اجمالى نماز
كه از آن تعبير به قيامت صغرى شود.
و از براى هر يك از اوضاع و اذكار به طور تفصيل اسرارى است كه ما پس از اين، ان شاء اللَّه، به قدر ميسور و مقتضى بيان بعضى از آن را خواهيم نمود. و در اين مقام به سرّ اجمالى نماز اهل معرفت و اهل اللَّه قناعت مىكنيم؛ و آن عبارت از حصول معراج حقيقى و قرب معنوى و وصول به مقام فناى ذاتى است كه در اوضاعْ به سجده ثانيه، كه فناى از فنا است، و در اذكار به «إيّاك نعبد» كه مخاطبه حضوريّه است، حاصل شود؛ چنانچه برداشتن سر از سجده تا سلام، كه علامت ملاقات حضّار و مراجعت از سفر است، رجوع به كثرت است ولى با سلامت از حجب كثرات و بقاى به حقّ؛ و در اذكار «اهدنا الصّراط المستقيم» رجوع به خود و حصول صحو بعد المحو است؛ و با اتمام ركعت، كه حقيقت صلوات است، سفر تمام مىشود.
و ببايد دانست كه اصل صلوات يك ركعت است، و بقيه ركعات، از فرائض و نوافل، براى اتمام همان يك ركعت است چنانچه در حديث شريف وارد است:
رَوَى الشَّيْخُ العامِلىُّ رَحِمَهُ اللَّه فى الْوَسائِلِ، عَنْ عُيُونِ الأَخْبارِ وَ الْعِلَلِ، بِاسْنادِهِ عَنِ الرِّضا عَلَيْهِ السَّلام، قالَ: انَّما جُعِلَ اصْلُ الصَّلاةِ رَكْعَتَيْنِ وَ زيدَ عَلى بَعْضِهَا رَكْعَةٌ وَ عَلى بَعْضِهَا رَكْعَتانِ وَ لَمْ يُزَدْ عَلى بَعْضِهَا شَيءٌ، لأنَّ اصْلَ الصَّلاةِ انَّما هِىَ رَكْعَةٌ وَاحِدَةٌ، لأَنَّ اصْلَ الْعَدَدِ وَاحِدٌ؛ فَإذا نَقَصَتْ مِنْ وَاحِدٍ فَلَيْسَتْ هِىَ صَلاةً. فَعَلِمَ اللَّه عَزَّ وَ جَلَّ انَّ الْعِبَادَ لا يُؤَدُّونَ تِلْكَ الرَّكْعَةَ الْواحِدَةَ الَّتي لا صَلَاةَ اقَلَّ مِنْها بِكَمَالِهَا وَ تَمَامِهَا وَ الإِقْبالِ إِلَيْها، فَقَرَنَ الَيْها رَكْعَةً اخْرى لِيتِمَّ بِالثّانِيَةِ ما نَقَصَ مِنَ الأولى؛ فَفَرَضَ اللَّه، عَزَّ وَ جَلَّ، اصْلَ الصَّلاةِ رَكْعَتَيْنِ. ثُمَّ عَلِمَ رَسُولُ اللَّه، صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ، انَّ الْعِبَادَ لا يُؤَدُّونَ هاتَيْنِ الرَّكْعَتَيْنِ بِتَمَامِ ما أُمِرُوا بِهِ وَ كَمالِهِ، فَضَمَّ الَى الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ وَ الْعِشَاءِ الآخِرَةِ رَكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ لِيَكُونَ فيها تَمَامُ الرَّكْعَتَيْنِ الأوَّلَتَيْن ...
الحديث. [١]
[١] «شيخ حرّ عاملى رحمه اللَّه در كتاب وسائل به نقل از كتاب عيون اخبار الرّضا، و كتاب علل الشّرائع
به اسناد خود از امام رضا عليه السلام روايت كرده كه فرمود: همانا اصل نماز دو ركعت مقرر گرديد و بر بعضى يك ركعت و بر بعضى ديگر دو ركعت افزوده شد و بر بعض ديگر هيچ افزوده نشد؛ بدان جهت كه اصل نماز فقط يك ركعت است، زيرا اصل عدد يك است (با تحقّق يك فرد از هر چيز، طبيعت آن متحقق مىشود) پس اگر نمازى از يك ركعت كمتر بشود نماز نيست. پس (چون) خداى عزّ و جلّ مىدانست كه بندگان همين يك ركعت را، كه كمتر از آن نمازى نيست، به نحو كامل و تام به جاى نياورده و بدان روى نمىآورند، يك ركعت ديگر به آن منضم كرد تا نقصان ركعت اول با بهجا آوردن ركعت دوم (جبران و) تمام شود؛ از اين رو خداوند عزّ و جلّ اصل نماز را دو ركعت واجب كرد. آنگاه رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله دانست كه بندگان خدا همين دو ركعت را به طور كامل و توأم با همه آنچه بدان امر شدهاند به جاى نمىآورند، پس به هر يك از نماز ظهر و عصر و عشاء دو ركعت افزود تا با بهجا آوردن دو ركعت آخر، دو ركعت اول بتمامه انجام شده باشند.» حديث ادامه دارد. عيون اخبار الرّضا، ج ٢، ص ١٠٧. باب ٣٤، حديث ١. وسائل الشّيعة، ج ٣، ص ٣٨، «كتاب الصّلاة»، «ابواب اعداد الفرائض و نوافلها»، باب ١٣، حديث ٢٢.