سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٠ - فصل دوازدهم در سرّ تشهد و سلام است
اداءِ اوامِرِهِ. وَ قَدْ امَرَكَ بِالصَّلاةِ عَلى نَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ صلى اللَّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَاوْصِلْ صَلاتَهُ بِصَلاتِهِ وَ طاعَتَهُ بِطاعَتِهِ وَ شَهادَتَهُ بِشَهَادَتِهِ. وَ انْظُرْ لا يَفُوتُكَ بَرَكاتُ مَعْرِفَةِ حُرْمَتِهِ، فَتَحرِمَ عَن فائِدَةِ صَلاتِهِ وَ امْرِهِ بِالْاسْتِغْفارِ لَكَ وَ الشَّفاعَةِ فيكَ انْ اتَيْتَ بِالْوَاجِبِ فِي الأَمرِ وَ النَّهْىِ وَ السُّنَنِ وَ الْآدَابِ؛ وَ تَعْلَمَ جَليلَ مَرْتَبَتِهِ عِنْدَ اللَّه عَزَّ وَ جَلَّ. [١]
در اين حديث شريف هم اشاره به حقيقت تشهّد و هم اشاره به آداب آن و هم اشاره به سرّ آن است؛ چنانچه فرمايد: «تشهّد ثناى خداوند تعالى است».
و اين حقيقت تشهّد، بلكه جميع عبادات است؛ چنانچه سابق بر اين اشاره شد كه باب عبادات باب ثناى مقام ربوبيت است، هر يك به اسمى يا اسمايى.
و اما آداب آن، بلكه ادب جميع عبادات، عمدهاش آن است كه در اين كلام شريف اشاره به آن شده كه مواظبت حالات قلبيه و سَرَيان عبوديّت در سرّ
[١] «امام صادق عليه السلام فرمود: تشهّد ستايش خداوند تعالى است؛ پس در باطن و ضميرْ بنده او و در عمل و كردارْ خاضع براى او باش، همچنان كه در سخن و ادعا بنده او هستى. و راستىِ زبانت را به صفاى صدق ضميرت بپيوند، كه او تو را بنده آفريده و دستورت داده تا با قلب و زبان و (همه) اعضاء و جوارحت عبادتش كنى و بدان جهت كه او پروردگار تو است، بندگى او نمايى، و بدانى كه اختيار و سرنوشت خلق به دست اوست و كس را ياراى هيچ نَفَسى و نيمنگاهى جز به توان و خواست او نيست و جز با اجازه و اراده او قادر به انجام كوچكترين كارى در مملكت او نمىباشند. خداوند عزّ و جلّ فرموده:" پروردگار تو آنچه بخواهد مىآفريند و انتخاب و اختيار مىكند و آنان را در كارهايشان گزينش و انتخاب نيست، منزّه و برتر است خدا از آنچه شرك مىورزند". پس بنده سپاسگزار خدا باش در عمل، آنسان كه به زبان و ادعا ذكر او گويى. و راستىِ زبانت را به صفاى ضميرت بپيوند كه او تو را آفريده (و از درونت آگاه است) پس برتر و والاتر از آن است كه كسى را بدون آنكه نخست او اراده كند، ارادهاى باشد. پس با تسليم و رضا به فرمان او و با عبادت كردن به وسيله انجام اوامرش بندگى به جاى آر. و تو را به صلوات بر پيامبرش محمد صلّى اللَّه عليه و آله امر كرده، پس نماز خدا را با صلوات بر پيامبر (ص) و طاعت او را با طاعت آن حضرت و شهادت (به وحدانيّت) او را به شهادت (به رسالت) آن جناب (ص) وصل كن؛ و بنگر كه بركات معرفت و حرمت آن جناب از دستت نرود تا از بهره درود فرستادن او [اشاره به آيه ١٠٣ سوره توبه] و از امر خداوند به آن جناب كه اگر به آنچه فعل يا تركش واجب است و به سنن و آداب عمل كنى و مرتبت بلند او را نزد خداوند عزّ و جلّ بدانى، براى تو استغفار كند و و دربارهات شفاعت نمايد، [اشاره به آيه ١٥٩ سوره آل عمران و آيات ديگر] محروم گردى.» مصباح الشّريعة، باب ١٧. بحار الأنوار، ج ٨٢، ص ٢٨٤، «كتاب الصّلاة»، باب ٥٦، حديث ١١.