سر الصلاة( معراج السالكين و صلاة العارفين) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٦ - فصل يازدهم در سرّ سجود است
جبران خسارات بقيه عمر مىشود و عنايت حق از او دستگيرى مىكند و از دايره دعوت شيطان خارج مىشود. و اگر در حال سجده، كه اظهار ترك غيريت و رفض انانيّت است قلب مشغول به غير باشد، در زمره منافقان و اهل خدعه منسلك گردد. پناه مىبرم به خداى تعالى از مكرهاى نفس و شيطان و از خسران و خذلان و رسوايى در محضر ربوبيت.
و آنچه براى ساجدين كرامت شده حلاوت انس با محبوب است در دنيا، كه براى اهلش از دنيا و آنچه در آن است بهتر است؛ و كشف حجابها و بذل الطاف خاصه است در آخرت كه قرة العين اوليا است.
اكنون كه ما بيچارگان و متحيران وادى ضلالت و سرمستان از جام غفلت و خودپرستى از نماز اهل معرفت و سجود اصحاب قلوب محروميم، خوب است حالت قصور و تقصير خود و مذلت و خوارى خويش را در نظر داشته باشيم و به حال حرمان خود متأسف و به كيفيت احتجاب خود متلهّف باشيم و به حق تعالى از اين خسران و تسلط نفس و شيطان پناه بريم؛ شايد حالت اضطرارى دست دهد و آن ذات مقدس مضطرين را اجابت فرمايد:
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ [١] پس با حال پريشان و اضطراب و قلب افسرده و پژمان سر به خاك مذلت، كه اصل خلقت ما است، نهيم، و ياد از نشئات ذل و مسكنت خود كنيم و با لسان حال از حق تعالى كه ولى نعم است، جبران نقائص را طلب كنيم و عرض كنيم: بارالها، مادر حجابهاى ظلمانى عالم طبيعت و شركهاى بزرگ هواپرستى و خودخواهى واقعيم، و شيطان در رگ و پوست و خون ما تصرف دارد و سر تا پاى ما در تحت سلطنت شيطان است، و ما از دست اين دشمن قوى جز به پناه به ذات مقدس تو چارهاى نداريم، تو خود از ما دستگيرى كن و قلوب ما را به خود متوجه فرما. خداوندا، توجه ما به غير تو از روى استهزاء نيست؛ ما چه هستيم و كه هستيم كه در محضر قدس ملك الملوك على الاطلاق استكبار و استهزاء كنيم؛ ولى قصور ذاتى و نقص ما قلوب محجوب ما را از تو مصروف داشته؛ و اگر
[١] «كيست كه درمانده را زمانى كه او را بخواند اجابت مىكند.» (نمل/ ٦٢)