پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٥ - ٢ فساد اخلاق
ترکیب میشوند، به نسبت معینی ترکیب شوند برای این که یک مزاج (به اصطلاح قدما) پیدا شود و اینها یکدیگر را جذب و در یکدیگر تأثیر و تأثر کنند. اگر اجزای تشکیلدهنده فاسد باشد (مثل این که ساختمانی را با آهنهای زنگزده، آجرهای پوسیده، گچهای مرده و سیمانهای فاسد شده بسازند) این مرکب ساخته میشود ولی استحکام ندارد چون اجزای تشکیلدهندهاش فاسد است. [همچنین] اگر اجزای تشکیلدهنده یک ساختمان درست باشد اما آن ملاطی که میخواهد اینها را به یکدیگر مربوط کند فاسد باشد باز هم این ساختمان فاسد است.
پس اصل دیگری که قرآن مجید روی آن تکیه دارد و آن را خطری برای بقای یک قوم و یک امت میداند فساد اخلاق است. از نظر قرآن محال است قومی روی سعادت را ببیند و افرادش فاسدالاخلاق باشند. آیا میدانید ملتهایی که میخواهند ملتهای دیگر را ضعیف و ناتوان کنند و استعمار نمایند از چه راهی وارد میشوند؟
راه فساد اخلاق؛ یعنی شروع میکنند به هزار وسیله اخلاق آن ملتها را فاسد کردن؛ مجلات فاسد کننده برای اینها میسازند، فیلمهای فاسد کننده برای اینها صادر میکنند، تشویق به مشروبخواری میکنند در حد اعلا، کلوپهای قمار [ایجاد میکنند] هر چه دلتان بخواهد، فحشاء، زنا و امثال اینها [را رواج میدهند] الی ماشاءاللَّه، که شرف در روح این مردم باقی نماند، چون هرچه انسان از این فسادها بیشتر مرتکب بشود آن احساس شرافت و عزت و انسانیت در او میمیرد.
وقتی که این امور در میان آنها بود، انسانهایی پوک و پوچ میشوند، انسانهایی که جز برای شکم و دامنشان و جز برای زندگی روزمره فکر نمیکنند؛ حتی فکرشان فاسد میشود، نه فقط اخلاقشان فاسد میشود. و تاریخ چقدر از این [نمونهها] نشان داده!