پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦ - مبارزه اسلام با زبون پروری
است؟] متأسفانه در تعلیمات مسیحیت یعنی تعلیماتی که از اوایل مسیحیت پیدا شده- عرض نمیکنم در تعلیمات حضرت مسیح- این زبونپروری وجود داشته است ولی در اسلام با زبونپروری مبارزه شده است. اسلام به همان درجه که ظالم را دشمن میدارد، زبون را و آدمی که در مقابل ظالم با اینکه قدرت دارد تسلیم است دشمن میدارد. اسلام میگوید: لایحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسّوءِ مِنَ الْقَوْلِ الّا مَنْ ظُلِمَ [١]. اسلام میگوید که خداوند از بدگویی و شعار دادن علیه کسی و لکهدار کردن و بدنام نمودن دیگران خوشش نمیآید مگر در مورد کسی که مظلوم واقع شده است. به مظلوم اجازه میدهد فریاد کند، بدگویی کند، حتی شعر بگوید، هجو کند، شعار بدهد؛ چرا؟ چون راه، راهِ احقاق حق است. علی علیه السلام میفرمود: لایمْنَعُ الضَّیمَ الذَّلیلُ وَ لایدْرَک الْحَقُّ الّا بِالْجِدِّ [٢]. آدم ذلیل و ضعیف هرگز نمیتواند از ظلم دفاع کند. حق را جز با جدیت و کوشش و نیرو و تصمیم نمیشود به دست آورد. ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن، جلد یازدهم میگوید: هیچ دینی مانند اسلام پیروان خودش را به قوّت دعوت نکرده است. البته همینطور است. دینی که در آن جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و «وَ اعِدّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» [٣] وجود دارد هرگز دعوت به ضعف و زبونی نمیکند. اسلام با این عامل هم که عامل زبونی و ضعف باشد به این شکل مبارزه کرده است. نمونههایی که عرض کردم برای همین بود. خود پیغمبر اکرم مگر چنین نبود؟ پیغمبر اکرم- همانطوری که درباره علی علیه السلام عرض کردم- درباره شخص خودش هم همینجور بود، کوشش میکرد که مردم زبون و ضعیف بار نیایند. حتی وقتی احساس میکرد
[١]. نساء/ ١٤٨.
[٢]. نهجالبلاغه، خطبه ٢٩.
[٣]. انفال/ ٦٠.