پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٦ - آزادی معنوی در قرآن و حدیث
آزادی معنوی در قرآن و حدیث
قرآن کریم اساساً اینها را اسارت و بردگی و بندگی مینامد: افَرَایتَ مَنِ اتَّخَذَ الهَهُ هَویهُ [١] آیا دیدی آن کسی که هوای نفس خودش را معبود خود گرفت، یعنی بنده هوای نفس شد؟ من بنده هوای نفس باشم یعنی چه؟ چون هوای نفس من مال خودم است، دیگر من بنده کسی نیستم. پاسخ این است: اشتباه کردهای که خودت را فقط همان نفس و هواهای نفسانی میدانی؛ نمیدانی که منِ حقیقی و واقعی تو اسیر این هوای نفس توست.
روزی پیغمبر اکرم به میان اصحاب صفّه آمد [٢]. با یکی از اینها صحبت میکرد؛ او عرض کرد: یا رسولَ اللَّه قَدْ عَزَفَتْ نَفْسی عَنِ الدُّنْیا فَاسْتَوی عِنْدی ذَهَبُها وَ حَجَرُها. یا رسولاللَّه! اصلًا روح من از دنیا آزاد شده (او تعبیر دیگری به کار برد، گفت روح من بیرغبت شده) به طوری که الآن سنگ و طلای این دنیا برای من مساوی است. پیغمبر به او فرمود: اذاً صِرْتَ حُرّاً پس حالا تو یک آزاد مردی، حالا من میتوانم بگویم تو آزادی.
علی علیه السلام در نهجالبلاغه میفرماید: الدُّنْیا دارُ مَمَرٍّ لا دارُ مَقَرٍّ، وَ النّاسُ فیها رَجُلانِ:
رَجُلٌ باعَ نَفْسَهُ فَاوْبَقَها وَ رَجُلٌ ابْتاعَ نَفْسَهُ فَاعْتَقَها [٣]. میگوید این دنیا بازار خرید و فروش است، انسان وقتی در این بازار میآید، یکی خودش را میفروشد و میرود و یکی خودش را میخرد و آزاد میکند.
[١]. جاثیه/ ٢٣.
[٢]. اصحاب صفّه عدهای از فقرای امت بودند ولی فقرای مالی و اغنیای روحی. قبلًا در مسجدالنبیبودند، بعد دستور رسید از مسجد بیرون بروند. پیغمبرصفهای را- که الآن هم در شمال خانه حضرت زهرا سلاماللَّه علیها است، آنجا که آن خواجهها میآیند آن عقبها مینشینند و راهروی هم در وسط هست- محل اینها قرار داد. رسول اکرم به اینها رسیدگی میکرد، هم به وضع مادیشان و هم به وضع روحیشان.
[٣]. نهجالبلاغه، حکمت ١٣٣.