پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٩ - آزادی اجتماعی
مثبت است- و به قول طلاب شرایط اعدادی است- خیلی مهمتر است. امنیت به اندازه آزادی ارزش دارد. ولی در عین حال من میخواهم بگویم کسانی که برای آزادی اینهمه ارزش قائل شدند حق داشتند، چرا؟ برای اینکه یکی از اموری که ارزش یک چیز را بالا میبرد کمیابی آن است.
چون بشر به این نعمتْ کم رسیده است، برایش ارزش بسیار زیادی قائل است.
اسلام برای این مسئله فوقالعاده و عجیب اهمیت قائل است. آیهای که در اول سخنرانیم خواندم مضمونش همین بود. مخاطب، اهل کتاب است اما نه اینکه خطاب منحصر به اینهاست، یعنی پیغمبر رسالت خودش را- آنچه که برای همه جهان رسالت دارد- به اهل کتاب اینجور اعلام کرد: یا اهْلَ الْکتابِ تَعالَوْا الی کلِمَةٍ سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَکمْ الّا نَعْبُدَ الَّا اللَّهَ وَ لانُشْرِک بِهِ شَیئاً وَ لایتَّخِذَ بَعْضُنا بَعضاً ارْباباً مِنْ دونِ اللَّهِ [١] بیایید به طرف یک حقیقتی که آن حقیقت برای ما و شما متساوی است یعنی حقیقتی نیست که از ما باشد بگوییم شما به ما بپیوندید یا از شما باشد ما بخواهیم به شما بپیوندیم، یک امری مربوط به نژاد و قومیت نیست که بگوییم شما بیایید در ما هضم بشوید یا ما بیاییم در شما هضم بشویم، یک حقیقتی است که با همه ما نسبت متساوی دارد؛ چه؟ خدا. فقط خدا را پرستش کنید، غیر خدا نسبت به هرچیز دیگر متمرد و عاصی باشید و فقط نسبت به خدا و آنچه که از ناحیه خداست و امر خدا آن را در بر میگیرد تسلیم باشید. دیگر، آزادی اجتماعی: وَ لایتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً ارْباباً مِنْ دونِ اللَّهِ یعنی استعمار ملغی، استعباد و استثمار ملغی، اینکه بعضی از افراد بشر بعضی دیگر را به صورت استثمار در خدمت خود بگیرند برای اینکه دسترنج آنها را به خودشان اختصاص بدهند نه برای اینکه بخواهند به آنها خدمت
[١]. آلعمران/ ٦٤.