پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٢ - تنازع در زندگی اجتماعی بشر
غفلت و در خواب بودن یک مسئله است، وسیله ارتباط نبودن مسئله دیگری است. آنهایی که در جاهای دیگر دنیا زندگی میکردند میگفتند دنیا در امن و امان است. ولی امروز وسائل ارتباط جمعی لااقل این آگاهی را به انسانها میدهد که یک روز نیست خونریزیهای فجیع در میان افراد بشر رخ ندهد و چند کانون جنگ در دنیا وجود نداشته باشد. این کشمکشها همیشه در میان افراد بشر وجود داشته است.
قرآن میگوید که خداوند وقتی خواست آدم را بیافریند و انسان را به روی زمین بیاورد آن را به اطلاع فرشتگان رساند (وَ اذْ قالَ رَبُّک لِلْمَلائِکةِ انّی جاعِلٌ فِی الْارْضِ خَلیفَةً) فرشتگان همین موضوع تضاد و تنازع را که جزء اصول زندگی بشر است مطرح کردند. (حال این را در سرشت انسان دیدند و گفتند یا چون قبلًا انسانهای دیگر در روی زمین بودند و ملائکه از آنجا آگاه بودند گفتند.) با تعجب، با سؤال و شاید با استنکار گفتند: اتَجْعَلُ فیها مَنْ یفْسِدُ فیها وَ یسْفِک الدِّماءَ خدایا ما چنین مخلوقی نیاز نداریم، فسادگر، آشوبگر، خونریز؛ خون چه کسی را میریزد؟
خون خودش را، خون ملائکه را که نمیخواهد بریزد؛ یک موجودی که بر وجود او جز تضاد و تنازع و کشمکش و خونریزی چیز دیگری حکومت نمیکند. وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِک وَ نُقَدِّسُ لَک. خدایا اگر میخواهی مخلوقی بیافرینی مثل ما باید بیافرینی که در میان ما نه جنگی نه تنازعی نه اختلافی نه بحثی و نه من و تویی در کار است، آرام، همهمان مشغول تسبیح و تقدیس تو هستیم. خدا چه جواب داد؟
تعبیر ساده جواب خدا به فرشتگان این است: شما عقلتان نمیرسد، شما یک چیزش را میبینید همهاش را نمیبینید؛ تضاد و تنازع و کشمکش و فساد و خونریزیاش را میبینید ولی یک چیز دیگر را