پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٣ - نگاهی به روایات
شومی بودی تو امروز! ببین انگشت من این جور شد، شانه من این طور شد و لباسم چنین شد؛ امروز برای من چه روز بد یمنی بود! فَما اشْامَک! ای روز چه روز بدی بودی تو! فَقالَ لی ابُوالْحَسَنِ: یا حَسَنُ! هذا وَ انْتَ تَغْشانا؟! حسن بن مسعود! تو از این طرف این حرف را میزنی از آن طرف به خانه ما میآیی؟! ببینید تعبیر چقدر رسا و عالی است! تو به خانه ما میآیی و چنین حرفی را میزنی؟! مثل اینکه در خانه امام بیاید و مثلًا- العیاذ باللَّه- علی بن ابیطالب را سبّ کند یا انکار نبوت پیغمبر و یا انکار توحید را بکند. تَرْمی بِذَنْبِک مَنْ لا ذَنْبَ لَهُ گناه خودت را به گردن آن کسی میگذاری که گناهی ندارد؟! به گردن روز و یوم میگذاری؟! (عرض کردم دفاع از سیزده و دفاع از روز؛ ببینید این جور دفاع میکنند.) قال الْحَسَنُ: فَاثابَ الَی عَقْلی.
حسن بن مسعود گفت: با این حرف امام، مثل اینکه عقل من قبلًا از سرم پریده بود باز آمد. وَ تَبَینْتُ خَطَأی فهمیدم اشتباه کردهام. فَقُلْتُ: مَوْلای اسْتَغْفِرُ اللَّهَ. آقایم! من از این گناهی که مرتکب شدم استغفار میکنم. فَقالَ: یا حَسَنُ! ما ذَنْبُ الْایامِ حَتّی صِرْتُمْ تَتَشَأَّمونَ بِها اذا جوزیتُمْ بِاعْمالِکمْ فیها. حسن! پس از آنکه شما میبینید بشر جز نتیجه اعمال خودش نیست پس گناه ایام و روزها چیست؟! دوشنبه و چهارشنبه چه گناهی دارد؟! ١٣ و ١٥ چه گناهی دارد؟ این شعر که:
هفت روز نحس باشد در مهیب | زان حذر کن تا نیابی هیچ رنج | |
سه و پنج و سیزده با شانزده | بیست و یک با بیست و چهار و بیست و پنج | |