پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧ - حدیثی از امام سجّاد علیه السلام
توانستند از تودهای مسلمان ولی جاهل و احمق لشگری انبوه علیه فرزند پیغمبر به وجود بیاورند. شما جملههایی که اینها گفتند ببینید، تمام آنها عوامفریبی است. خود عبیداللَّه رو میکند به مسلم و او را تفسیق میکند: «یا فاسِق» تو فاسقی، من اطلاع دارم تو شرب خمر میکردی، شراب میخوردی. (یک نفر نگفت آخر تو که نسبت شرب خمر را به چنین مرد پاکی میدهی به کدام دلیل و شاهد؟ الآن باید به حکم اسلام حد بر تو جاری کنند که یک چنین نسبتی دادی. بلکه گفتند: عجب! این آدم شرابخوار هم بوده!) ای فاسق! تو آمدهای اینجا که اجتماع مسلمین را بهم بزنی، آمدهای وحدت مسلمین را بهم بزنی و تفرقه ایجاد کنی، آمدهای که چنین و چنان بکنی. مسلم هم خوب جواب داد، گفت:
فاسق تو خودت هستی. آیا ما آمدهایم در میان مسلمین تفرقه ایجاد کنیم یا مفرّق جماعت مسلمین شما هستید؟ شما که مردم بیگناه را میکشید، بیتالمال مسلمین را چپاول میکنید، به گمانِ تهمت هم که شده مردم را میکشید.
اسم این مرد بزرگوار آمد، این مردی که گول این مردم مقدس مآب جاهل را خورد. یکتنه با یک لشگر در آن هوای گرم کوفه جنگیده بود. خیلی تشنه بود. وقتی که به درِ همان دارالعماره رسید، چشمش به یک کوزه آب افتاد، تقاضا کرد این کوزه آب را به من بدهید. یکی از آنها گفت: فایدهاش چیست؟ تو عنقریبٍ کشته میشوی از حمیم جهنم خواهی خورد. آخر تو یک آدمی هستی که بر امام زمان خودت خروج کردهای، برخلاف امر و دستور خدا رفتار کردهای. این حرفها دیگر از هر شمشیری برای مسلم دردناکتر است.
اینکه عرض کردم خود امام حسین متوجه است، این جمله را میخواهم عرض بکنم. از جملههای روز عاشورا یکی آن خطبه خیلی