پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٨ - شهادت امام حسین علیه السلام
می گوید:
حسرت و زاری که در بیماری است وقت بیماری نشان زاری است
درد موجود در بیماری نشان احتیاج است.
هر که او بیدار تر پر درد تر هر که او هشیار تر رخ زرد تر
می گوید هر کسی که بیدارتر است دردش بیشتر است. آدم های بی درد در دنیا ، خوابند و حس ندارند.
پس بدان این اصل را ای اصل جو هر که را درد است او برده است بو
مثالی را در مسائل اجتماعی عرض می کنم. بسیاری از مردم هستندهیچ ناراحتی ندارند یعنی در اجتماعشان هر چه بگذرد، اگر بشر بشر را بخورد او همین قدر که خودش راحت باشد، همین قدر که غذا و مسکن و زندگی شخصی اش آماده باشد هر چه بر اجتماع بگذرد ولو اینکه آن طرف دیوار خانه اش یک خانواده فقیر و مسکین باشند که به نان شبشان محتاج باشند اصلاً او فکر نمی کند. در اجتماعش عدالت حکمفرما باشد یا نباشد، اصلاً او درباره این مسائل فکر نمی کند.
مثل معروفی است، می گویند در ابتدای مشروطه که مردم دو دسته بودند، بعضی مشروطه چی بودند و بعضی مستبد، از یک نفر پرسیدند آقا تو مشروطه ای هستی یا مستبد، طرفدار مشروطه ای یا طرفدار استبداد؟ گفت: من عیالوارم. حالا بعضی ها در زندگی فقط عیالوارند؛ اصلاً مسئله دیگری برایشان مطرح نیست. اما یک نفر سید جمال اسد آبادی است. در ایران است، برای آن کسی که در هندوستان درد می کشد او اینجا درد می کشد، برای تمام جهان اسلامی درد می کشد که چرا در زیر یوغ استعمار هستند. بدیهی است که درد هم انسان را رنج می دهد و ناراحت می کند. آیا این با درد بهتر است یا آن بی درد؟ یک چنین دردی برابر است با هزار سال بی دردی که اسمش را سعادت و آرامش می گذارند.