پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠ - اسلام مبانی آزادی را تأمین کرد
است؛ خیر، در سرشت تو یک نهاد دیگری، یک روح، یک قدس و معنویتی هست:
نَفَخْتُ فیهِ مِنْ روحی [١] من از روح الوهیت خودم چیزی در وجود تو دمیدهام. تو خلیفةاللَّه و جانشین خدا هستی، تو برتر از این حرفها هستی. انسان را به خود انسان معرفی کرد و شناساند. و انسان تا به این معنویت خودش آگاه نشود و ارزش معنوی خودش را درک نکند نمیتواند خودش را از مادیات ببُرد و تا انسان خودش را از مادیات نبریده است محال است که آزاد باشد. مگر انسانی که برده مادیات باشد میتواند آزاد و آزادیخواه باشد؟ چنین چیزی محال است.
دلیلش تجربیات دنیاست. اسلام اعلام آزادی کرد، دیگران هم در دنیا اعلام آزادی کردند؛ شما در عمل ببینید اسلام چه موفقیتهایی پیدا کرد آنها چه موفقیتهایی پیدا کردند. ما اگر تنها زندگی خود پیغمبر صلی الله علیه و آله را، زندگی علیبن ابیطالب علیه السلام را، حتی زندگی خلفا را تا مدتی که روی سیره و سنت پیغمبر رفتار میکردند مقیاس قرار بدهیم میبینیم اسلام چقدر در این زمینه موفقیت داشته است و آنها چقدر ناکام بودهاند! همین حکومت پنج ساله علی علیه السلام حقیقتاً عجیب است. علی از باب اینکه واقعاً بنده خدا و از حکومت هر قوهای غیر از خدا آزاد بود آزادیخواه و آزادیبخش بود. ما میدانیم در دوره حکومت علی علیه السلام عدهای بودند که از بیعت کردن با علی تمرد کردند و حاضر نشدند با علی بیعت کنند از قبیل زید بن ثابت، اسامة بن زید و سعد بن ابی وقّاص، عدهای که از اول با علی بیعت نکردند. البته بیعت نکردن آنها ضربهای به حکومت علی بود به جهت اینکه اینها افراد باشخصیت و معروفی و از صحابه پیغمبر بودند. علی علیه السلام از نظر استقرار حکومتش خیلی هم نیازمند بود که اینها بیایند
[١]. حجر/ ٢٩ و ص/ ٧٢.