پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٥ - حق، هم گرفتنی است هم دادنی
حق، هم گرفتنی است هم دادنی
گفتم اسلام میگوید حق را باید گرفت. حتماً این جمله به ذهنتان آمد که حق گرفتنی است نه دادنی. از نظر منطق اسلام این جمله دروغ است. این جمله را کسانی گفتهاند که قدرتشان فقط در این حدود بوده است که طبقه مظلوم را علیه طبقه ظالم برانگیزانند ولی این قدرت را نداشتهاند که ظالم را تسلیم کنند که به اراده خودش از ظلمش دست بردارد، لذا گفتند حق دادنی نیست؛ خیر، اسلام میگوید حق، هم دادنی است هم گرفتنی. در درجه اول میگوید حق دادنی است؛ با موعظه به ظالم میگوید حق را بده و صدی پنجاه و بیش از صدی پنجاه میگیرد. آنجا که نداد، به مظلوم میگوید بگیر، و با نیروی قدرت مظلوم میگیرد. پس، از نظر اسلام حق، هم گرفتنی است و هم دادنی، هر دو.
این است که من امروز را روز نجات و روز آزادی بشر میخوانم. مقصود نجات از طبیعت نیست، آن حساب دیگری دارد، نجات از بیماریها نیست. البته به طور غیر مستقیم امروز روز نجات از بیماری هم هست. وقتی اسلام بشر را از خرافه و جهالت نجات داد دنبال علم میرود، وقتی دنبال علم رفت طب و پزشکی نیرو و توسعه پیدا میکند، پزشکی که پیدا شد بیماری هم از بین میرود. سیل هم همینطور. شاید کمکم زلزله هم همینجور بشود و موانع دیگر، ولی آن تأثیر غیرمستقیم است. روز نجات و آزادی بشر است از که و چه؟ نجات و آزادی بشر از اسارتها و بردگیها و محدودیتهایی که از ناحیه خودش برای شخص خودش پیدا میشود و از