پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢ - علت تفاوت پیشروی علی علیه السلام و پیامبر صلی الله علیه و آله
ولی چطور است که پیغمبر با این سرعت پیشروی میکند و دشمن را یکی بعد از دیگری ساقط میکند ولی علی علیه السلام وقتی که با دشمنانش روبرو میشود سخت دچار و گرفتار است، آن پیشروی برایش نیست و در مواقع زیادی از دشمن شکست میخورد، چرا؟ برای اینکه پیغمبر با کسانی میجنگید که آنها کافر بودند. منافقین زمان پیغمبر در زمانی بودند که نطفه نفاق تازه داشت بسته میشد که علی بعدها مواجه با همینها شد. ولی علی علیه السلام از اول با منافقین طرف بود. پیغمبر با ابوسفیان طرف است، ابوسفیانی که کفر صریح و روشن است، ابوسفیانی که با لا اله الّا اللَّه مخالفت میکند و اعْلُ هُبَل (زنده باد هبل) میگوید. واضح است که اعْلُ هُبَل با لا اله الّا اللَّه نمیتواند بجنگد.
جاذبه لا اله الّا اللَّه کجا، جاذبه اعْلُ هُبَل و از این مزخرفات کجا؟! اما معاویه همان ابوسفیان است، منویات همان منویات است، مقصود همان مقصود است، راه همان راه است، هدف همان هدف است ولی شعارش همان شعار علی علیه السلام است و احیاناً در مواقعی داغتر. خودش را مدافع توحید و لا اله الّا اللَّه و اسلام و قرآن معرفی میکند. شعاری که با آن به جنگ امیرالمؤمنین میآید آیه قرآن است: وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیهِ سُلْطاناً فَلایسْرِفْ فِی الْقَتْلِ انَّهُ کانَ مَنْصوراً [١]. حالا چقدر دیده تیزبین میخواهد که در زیر آیه «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلوماً» که معاویه آورده خط اعْلُ هُبَل را بخواند، بگوید این همان اعْلُ هُبَل است، لفظش این است معنی همان معنی است.
خیلی نفوذ عمیق و بصیرت فوقالعادهای میخواست. دلیلش خیلی واضح است: داستان قرآن بر نیزه کردن. آیا چنین نقشهای بر سر راه پیغمبر بود که یک کسی بیاید قرآن بر نیزه کند، بگوید
[١]
. اسراء/ ٣٣.