پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨ - دو حدیث از پیغمبر اکرم
مردم مسلمان، روشنبینی و دوربینی و آیندهبینی و عمقبینی و ژرفبینی را از دست بدهند و ظاهربین بشوند آن وقت است که برای اسلام خطر پیدا میشود. خوارج چه کسانی بودند؟ خوارج مردمی بودند ظاهربین، مردمی بودند که اساساً عمق را نمیدیدند، آینده را درک نمیکردند، شعاع دیدشان بسیار کوتاه بود ولی متعبد و متدین و معتقد و عابد و زاهد بودند. علی علیه السلام آنها را ریاکار نمیدانست. اینهمه انتقادی که از آنها کرده است نگفته اینها در عبادتشان ریاکار بودند، میگوید اینها کجفهم و کج اندیشه بودند.
حدیث دیگر از پیغمبر اکرم را امیرالمؤمنین علی علیه السلام در فرمانی که به محمدبن ابیبکر نوشتهاند و در نهجالبلاغه است آوردهاند. محمدبن ابیبکر پسر ابوبکر از اسماء بنت عمیس است؛ مادرش اسماء بنت عمیس است. اسماء بنت عمیس قبل از ابوبکر زن جناب جعفربن ابیطالب بود که از او عبداللَّه بن جعفر به دنیا آمد، بعد ابوبکر او را گرفت و از او محمدبن ابیبکر به دنیا آمد که بسیار مرد پاکی بود. بعد از ابوبکر امیرالمؤمنین با اسماء ازدواج کردند. محمد، ربیب امیرالمؤمنین یعنی پسر زن امیرالمؤمنین شد و چون خیلی کوچک و شاید دوساله بود که ابوبکر مرد، در خانه علی علیه السلام بزرگ شد. میگویند علی علیه السلام میفرمود مُحَمَّدٌ ابْنی مِنْ صُلْبِ ابیبَکر او فرزند من است اگرچه از صلب ابوبکر است. به هر حال بسیار مرد صالح متقی پاکی بود و در راه علی علیه السلام هم شهید شد. امیرالمؤمنین این مرد را قبل از مالکاشتر نامزد حکومت مصر فرمود که در همان جا شهید شد. در آخر فرمانی که به نام او صادر کرده است میفرماید که من از پیغمبر شنیدم: انّی لا اخافُ عَلی امَّتی مُؤْمِناً وَ لا مُشْرِکاً من نه از مؤمن بر امت خودم نگرانم و نه از مشرک. امَّا الْمُؤْمِنُ فَیمْنَعُهُ اللَّهُ بایمانِهِ اما مؤمن همان ایمانش کافی است که مانع این بشود که آسیبی