پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩ - دو حدیث از پیغمبر اکرم
از ناحیه او برسد (نگویید پس خوارج هم مؤمن بودند. ایمانی که از بصیرت جدا باشد اسلام آن را ایمان واقعی نمیداند. عابد بودند اما مؤمنی که اسلام میخواست که الْمُؤْمِنُ کیسٌ فَطِنٌ نبودند). مؤمن را خدا به موجب ایمانی که مؤمن دارد منع میکند و جلویش را میگیرد یعنی ایمان او رادع و مانع است. پس، از ناحیه مؤمن آسیبی نیست. وَ امَّا الْمُشْرِک فَیقْمَعُهُ اللَّهُ بِشِرْکهِ اما مشرک و کافر، آن که از ظاهر و باطنش کفر میریزد، خدا او را هم به موجب شرکش قلع و قمع میکند. (این همان مفاد الْیوْمَ یئِسَ الَّذینَ کفَروا مِنْ دینِکمْ است) وَ لکنّی اخافُ عَلَیکمْ کلَّ مُنافِقِ الْجَنانِ عالِمِ اللِّسانِ یقولُ ما تَعْرِفونَ وَ یفْعَلُ ما تُنْکرونَ [١] اما آن که من از ناحیه او بیمناک و نگرانم منافقها و دوروهاست، آنهایی که زبان و ظاهرشان رو به یک سو و قلب و باطنشان رو به سوی دیگر است.
متظاهرهای بیدین: عالم اللسان زبانش عالم است، به زبانش مؤمن و مسلمان است. چون عالم است زبانش خوب میگردد اما قلبش پر از نفاق و دورویی است.
یک جور میگوید و جور دیگری عمل میکند: یقولُ ما تَعْرِفونَ وَ یفْعَلُ ما تُنکرونَ حرف میزند آن طور که شما با آن آشنا هستید و میشناسید، ولو به معروف حرف میزند، نیک و عالی. وقتی حرف میزند شیفته فلسفهاش میشوید میگویید به به! واقعاً باید افتخار کرد به وجود یک چنین مسلمانی. اما اگر به عمل این آدم دقیق بشوید میبینید عملش همه برخلاف آن چیزی است که شما میشناسید، یعنی درست بر ضد است و همه منکر است. قولش معروف است و عملش منکر. پس حالا که نگاه میکنیم میبینیم پیغمبر اکرم از دو دسته بیمناک و خائف است. یک دسته عالم، زیرک ولی منافق، ظاهر مسلمانِ باطن کافر، و یک عده دیگر مسلمان عابد اما
[١]. نهجالبلاغه، نامه ٢٧.