پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥ - داستان آقاشیخ علی زاهد
اعِدّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیلِ [١]. اسلام یک دین اجتماعی است و برای ملت اسلام نیروی دفاعی خیلی قوی میخواهد، میگوید در مقابل دشمن تا حد اعلی باید نیرومند بشوید. اسبدوانی و تیراندازی را سنت کرد برای اینکه میخواست سربازهایش در میدانهای مبارزه قوی و نیرومند باشند. روح این حکم، «اعِدّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیل» است. سبق و رمایه جامهای است که اسلام بر آن اصل ثابت و نسخ ناشدنی پوشانده است. و به عبارت دیگر سبق و رمایه شکل اجرایی «اعِدّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیل» است. تا وقتی سبق و رمایه سنت مستحب است که آن وظیفه خودش را در اجتماع انجام بدهد. وقتی یک چیز دیگر به جای این تیراندازی و اسبدوانی آمد و وظیفه آن را چیز دیگر دارد انجام میدهد پس شکل اجرایی «اعِدّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیل» این نیست، چیز دیگر است، در شکل دیگر باید اجرا بشود.
اسلام برای نیازهای ثابت قانون ثابت وضع میکند ولی برای نیازهای متغیر وضع متغیر در نظر میگیرد. وضع متغیر این است که این را پیوند کرده با آن اصل ثابت. برای یک عالم دانشمند روشنفکر اسلامی کافی است که بگوید موضوع تغییر کرد، آنچه که من باید اجرا کنم آن است. میگویید مسابقه حالا با تفنگ است؟
بسیار خوب، این به جای آن. اکنون باید با هواپیماهای میگ و فانتوم مسابقه داد؟
بله، اکنون مسابقه باید در آن میدان صورت بگیرد؛ چون اسلام عاشق تیر و کمان که نیست، اسلام عاشق قوّت و نیرومندی است. آن را به خاطر این گفته است. این قالب و پیکری است از برای آن روح. و باز هم من مثال در باب علم و غیر
[١] انفال/ ٦٠