پانزده گفتار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٣ - حفظ ظاهر و از بین بردن محتوای اسلام
سنت به ما میدهد) چه عوامل اساسی است! و اساسا قرآن تاریخ را این طور تفسیر میکند:
هیچ ملتی فانی نشد مگر به علت ظلم و بیعدالتی یا به علت فساد اخلاق یا به علت ترک امر به معروف و نهی از منکر یا به علت تفرق و تشتت. حال چه رابطهای میان اینها هست، کدام یک علت است کدام یک معلول؟ آیا ترک امر به معروف و نهی از منکر منجر میشود به بیعدالتی، به فساد اخلاق، به تفرق و تشتت؟ آیا بیعدالتی منجر میشود به فساد اخلاق؟ آیا فساد اخلاق منجر میشود به بی عدالتی؟ آیا تفرق و تشتت علت است اینها معلولند؟ آیا اینها علتند آن معلول است؟ کدام علت است کدام معلول؟ خودش داستان دیگری است ولی بالاخره اینها هستند عوامل فانیکننده و مضمحل کنندهای که قرآن با درسی که از تاریخها به ما میدهد به ما میآموزد. قبلا عرض کردیم که درسهایی که تاریخ میدهد نوعی از آن، درسی است که یک فرد از مدلها و نمونههای عالی تاریخی میگیرد یا از نمونههای بد تاریخی میگیرد، ادبی است از نوع ادبی که لقمان آموخت (به لقمان گفتند ادب از که آموختی؟ گفت از بیادبان). ولی نوع دیگر، درسی است که امتها به عنوان یک امت از امتهای گذشته باید بگیرند، آنها را آینه خودشان قرار بدهند، سرنوشت خودشان را در سرگذشت آنها ببینند: چرا خدای متعال فلان قوم را به هلاکت رساند؟ خدا که دشمن کسی نیست. خدا سننی دارد: انَّ اللَّهَ لایغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یغَیروا ما بِانْفُسِهِمسیاست بنیامیه:حفظ ظاهر و از بین بردن محتوای اسلام
آنچه که بنی امیه در صدر اسلام به وجود آوردند [این بود که] در عین