آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢ - ماجرای هجرت رسول اکرم
تپش افتاده بود و میترسید. این آیه قرآن است، یعنی روایت نیست که بگوییم فقط شیعهها قبول دارند و سنیها قبول ندارند. آیه این است: الّا تَنْصُروهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ اذْ اخْرَجَهُ الَّذینَ کفَروا ثانِی اثْنَینِ اذْ هُما فِی الْغارِ اذْ یقولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ انَّ اللَّهَ مَعَنا یعنی اگر شما مردم قریش پیغمبر را یاری نکنید، خدا او را یاری کرد و یاری میکند همچنانکه در داستان غار، پیغمبر را یاری کرد، در شب هجرت در حالی که آندو در غار بودند. «هما» نشان میدهد که غیر از پیغمبر یک نفر دیگر هم بوده است کههمان ابوبکر است. اذْ یقولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ انَّ اللَّهَ مَعَنا. (کلمه «صاحب» اصلًا در لغت عرب یعنی همراه. حتی به حیوانی هم که همراه کسی باشد عرب صاحب میگوید.)
آنگاه که پیغمبر به همراه خود گفت: نترس، غصه نخور، خدا با ماست. فَانْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُ عَلَیهِ وَ ایدَهُ بِجُنودٍ لَمْ تَرَوْها [١] خداوند وقار خودش را بر پیغمبر نازل کرد.
نمیگوید وقار را بر هر دو نفر نازل کرد. رحمت خودش را بر پیغمبر نازل کرد و پیغمبر را تأیید نمود. نمیگوید هر دو را تأیید کرد. از این قضیه بگذریم.
تا به این مرحله رسید، از همان جا برگشتند. گفتند ما نفهمیدیم این چطور شد؟
به آسمان بالا رفت یا به زمین فرو رفت؟ مدتی گشتند. پیدا نکردند که نکردند. سه شبانهروز یا بیشتر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در همان غار بسر بردند. آن دلهای شب که میشد، هندبنابیهاله- که پسر خدیجه از شوهر دیگری و مرد بسیار بزرگواری است- محرمانه آذوقه میبرد و برمیگشت. قبلًا قرار گذاشته بودند
[١]. توبه/ ٤٠.