آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١ - تفسیر سوره انفال (٣)
عذابهای عاد و ثمود در امان باشند، از عذابهای دیگر در امان نیستند. اگر پیغمبر رفت، عذابْ پشت سرش آمده است.
قرآن عذابهایی را ذکر میکند از قبیل تسلط اغنیا بر ضعفا، و از همه بالاتر فرقه فرقه شدن که نیروها علیه یکدیگر به کار میافتد و دشمن شاد میشود. اینها عذابهای الهی است. وَ ما کانَ اللَّهُ لِیعَذِّبَهُمْ وَ انْتَ فیهِم تا تو در میان مردم باشی خدا اینها را عذاب نخواهد کرد. تو نباشی ولی تعلیمات تو باشد، باز هم خدا عذاب نمیکند؛ و در صورت استغفار و بازگشت نیز خدا آنها را عذاب نمیکند.
وَ ما لَهُمْ الّا یعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ یصُدّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ ما کانوا اوْلِیاءَهُ انْ اوْلِیاؤُهُ الَّا الْمُتَّقونَ. اشارهای به خصوص قریش دارد و شامل بعد از قریش هم میشود.
میگوید مردم قریش مستحق عذاب هستند. اینها صادّ و مانع مردم از مسجدالحرام شده و خودشان را اولیا و متولیان مسجدالحرام میدانند. قریش خودشان را متولیان کعبه و مسجدالحرام میدانستند، میگفتند کعبه مال ماست، هرکه را میخواستند راه میدادند یا راه نمیدادند. چون اینها در مکه ساکن بودند خانهها و زمینها را مال خودشان میدانستند. قرآن با این فکر مبارزه کرد. گفت هیچ کس تا دامنه قیامت حق ندارد ادعا کند من اختیاردار مسجدالحرام و کعبه هستم. ایندو متعلق به عموم مردم متقی و مسلمان است. آیهای است در سوره حج: سَواءً الْعاکفُ فیهِ والْبادِ [١] مردم بومی و کسانی که از خارج میآیند مساویاند.
درباره خانههای مکه یکی از گرفتاریها اجاره خانه است، آنهم
[١]. حج/ ٢٥.