آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢ - بیان نهج البلاغه درباره وفای به پیمان
بکند امضا میکند، قسم بخورد قسم میخورد، وقتی که به اصطلاح خرش از پل گذشت میگوید همه را زیر پا گذاشتم. اما وقتی که سراغ علی علیه السلام میرویم میبینیم به او میگویند ببین معاویه چقدر مرد زرنگی است! امیرالمؤمنین میفرماید آن زرنگی نیست، اسمش را زرنگی و زیرکی نگذارید، آن بیدینی است. فرق است میان بیدینی و زیرکی. آدم دیندار همه این راهها را میداند ولی نمیکند، اما آدم بیدین این کارها را انجام میدهد. تفاوتش در پابند نبودن است، نه اینکه او چیزی درک میکند که دیندار درک نمیکند. این است که در چند جای نهجالبلاغه این مطلب عنوان شده است که انَّ الْوَفاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ الی آخر حدیث. خلاصه میفرماید افرادِ باتجربه دنیادیده گرم و سرد چشیده مثل من همه این راهها را میدانند وَ دونَها مانِعٌ مِنْ امْرِاللَّهِ وَ نَهْیهِ [١] اما میبیند این کار [با دستور خدا سازگار نیست.]
فَامّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِی الْحَرْبِ حالا که اینها پیمانشکن هستند، هرگاه در جنگ بر آنها مسلط و پیروز شدی (نکتههای قرآن را ببینید! نمیگوید در همه جا، چون فقط در میدان جنگ خون آنها را مباح میشمرد)، اگر در جنگ به چنین موجوداتی که گفتیم پستترین جنبندهها هستند رسیدی یعنی اگر بر اینها پیروز و مسلط شدی (نمیگوید با اینها چه رفتاری کن، تعبیر عجیبی دارد) فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ کاری کن که آن جماعتی را که پشت سر اینها قرار گرفتهاند و میخواهند راه اینها را بروند مشرَّد و پراکنده کنی. با اینها کاری بکن که اسباب عبرت آنها بشود. لَعَلَّهُمْ یذَّکرونَ شاید آنها متذکر بشوند و دیگر مثل اینها اینطور
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ٤١.