آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨ - تفسیر سوره بقره (٣)
در میآید. هر مذهبی و هر فلسفهای و هر تز اخلاقی که از طرف مصلحی پیدا شده به همین سرانجام دچار گشته است.
میگویند: این وضع همواره ادامه دارد و هیچ چارهای هم نیست مگر آنکه روزی وضع زیربنا- که همان روابط تولیدی است- الزاماً و خود به خود تغییر کند؛ یعنی یک روز بشر به علت نقص این زیربنا اجباراً به صورت اشتراکی زندگی میکرد (دوره اشتراک اولیه)، بایستی روز دیگر هم که این زیربنا رشد میکند و ابزار تولید تکامل مییابد، اجباراً، چه بخواهد و چه نخواهد، اشتراکی زندگی کند، یعنی به حدی میرسد که جز به شکل اشتراکی نمیتواند زیست نماید و خواست بشر در این قضیه دخالتی ندارد، زیرا رشد ابزار تولید جبراً اشتراکیت را به وجود آورده است.
آن روز دومرتبه نور و عدل و خیر و صفا و محبت و برادری به جامعه بشریت بازگشت مینماید که از نظر آنها همان سوسیالیزم نهایی و کمونیزم است.
پس این نظریه مانند نظریه مادیین دسته اول نمیگوید که اصولًا طبیعت بشر بر شرارت بوده و خواهد بود، بلکه میگوید بشر بکلی فاقد طبیعت است و سخره و ملعبه ابزار تولید خویش است. در اول، ابزار تولید به شکلی بود که مقتضی بود که بشر اجباراً نیک باشد، و سپس ابزار تولید شکل دیگری به خود گرفت، ثروت و مالکیت پدیدار گشت، بشر هم بد شد. تا این مالکیت و ثروت هست راه چارهای برای اصلاح نیست و اگر بشر بگوید میخواهم اصلاح کنم، اشتباه میکند و پنداری بیش نیست که آن را «سوسیالیزم تخیلی» مینامند. برای اصلاح حقیقی باید تا مرحله الغای مالکیت که نتیجه رشد ابزار تولید است صبر کرد. آن روز است که میتوان برابری و عدالت و نور و خیر را در جامعه بشر مشاهده کرد.