آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤ - ضمیر جمع
کردن. ممکن است در اینجا سؤالی مطرح شود و میتوان این سؤال را به دو گونه مطرح کرد: یکی از نظر اصل استمداد و استعانت. از نظر علمای تعلیم و تربیت و علمای اخلاق، انسان باید اعتماد به نفس داشته باشد. اعتماد به غیر و استعانت و استمداد از غیر، انسان را موجودی اتّکالی و ضعیف میسازد؛ برخلاف اعتماد به نفس که قوا و نیروهای انسان را بیدار و زنده میکند.
طبق این اصل باید به خود تکیه داشت نه به غیر، اعم از اینکه آن غیر خدا باشد یا غیر خدا. به همین دلیل علمای امروز «توکل» را که اعتماد به خداست و موجب سلب اعتماد از خود است نفی میکنند و غیر اخلاقی میشمارند.
ممکن است این سؤال به صورت دیگری مطرح شود و آن اینکه چرا نباید از غیر خدا استعانت و استمداد جست؟ اینکه غیر خدا را نباید عبادت کرد منطقی است و اما اینکه از غیر خدا نباید استعانت و استمداد جست چه منطقی دارد؟ خداوند، عالم را عالم اسباب قرار داده و ما انسانها را به انسانهای دیگر و به اشیاء دیگر نیازمند ساخته است و ما ناچار برای رفع نیازهای خود باید از اشیاء دیگر و از انسانهای دیگر در زندگی کمک بگیریم و استمداد کنیم.
در پاسخ این سؤال باید بگوییم که مطلب چیز دیگری است. این طور نیست که هرگونه کمکگیری از غیر و اعتماد به غیر قبیح باشد، بلکه خداوند اصولًا انسان را موجودی نیازمند به غیر خلق کرده؛ یعنی جامعه انسانها این طور است که هرکس به دیگری محتاج است و اینکه میبینیم در سفارشات اسلامی دائماً امر به تعاون میکنند نمایانگر همین حقیقت است. در قرآن مجید میفرماید: