آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٥ - ٢ آیا معجزه ممکن است؟
«هگل» فیلسوف معروف اروپایی کلامی دارد که بر اساس آن در فلسفه خود مسائل زیادی را بنیان نهاده است.
او میگوید: یک سلسله مسائل است که از ضرورتهای عقل محسوب گردیده و عقل اجازه خلاف آن را هیچ گاه نمیدهد یعنی اصلًا خلاف آن امکان ندارد. مثل قضایایی که در ریاضیات به کار میرود و او نامش را «قضایای تحلیلی» میگذارد.
شما در ریاضی میگویید مجموع زوایای یک مثلث ١٨٠ درجه است و یا مساوی با دو قائمه است. این حکم ضرورت عقل است؛ یعنی اگر عقل مثلث را درک بکند که مثلث یعنی چه، بلافاصله حکم میکند که ضرورت ایجاب میکند که مجموع زوایای مثلث ١٨٠ درجه باشد و غیر آن محال است و حتی نیم درجه کم و زیاد نمیتواند باشد.
قضایایی که در فلسفه و منطق جزء قضایای ضروریه محسوب میگردند همه از همین قبیلاند، مثل امتناع اجتماع نقیضین و ارتفاع نقیضین.
ولی یک سلسله مسائل داریم که مسائل تجربی است، یعنی آنهایی که ما عقلًا هیچ گونه ضرورتی در آن درک نکردهایم بلکه به حکم آنکه آن طور دریافتهایم میگوییم آن طور است.
مثالی که هگل برای این نوع مسائل ذکر میکند این است که میگوید: ما تا به حال هرچه در عالم تجربه کردهایم این طور یافتهایم که آب در اثر حرارت صد درجه مثلًا، بخار میشود، بعد اسم آن را «علیت» میگذاریم و میگوییم حرارت علت بخار شدن آب است، و یا اگر میبینیم آب در سرمای زیر صفر منجمد میگردد میگوییم سرما علت انجماد آب است.
وی میگوید: برای عقل انسانی هیچ کدام ضرورت ندارد؛ ما چون