آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩ - نظریه قرآن
نظریه قرآن
ما اینک به قرآن میپردازیم که ببینیم قرآن در این زمینه چگونه اظهارنظر میکند. و این یکی از مهمترین مسائل قرآن در تفسیر تاریخ است. آیا قرآن به بشر و زندگی او با چشم خوشبینانه مینگرد و میگوید اصلًا شری وجود نداشته و ندارد و نخواهد داشت؟ واضح است که این گونه نیست و نیازی هم به بحث ندارد، زیرا قرآن بهجنگی میان حق و باطل در طول تاریخ قائل است، بنابراین برای باطل، کیان و شخصیت قائل است؛ یعنی قرآن نور و ظلمت را در مقابل یکدیگر قرار میدهد و داستان خلقت آدم را که نقل میکند- چنانکه گذشت- پس از سؤال فرشتگان که گمان میکردند آدم شر محض است، خداوند نفرمود آنچه شما خیال میکنید بکلی اشتباه است، بلکه گفت: من چیزهایی را میبینم که شما نمیبینید؛ یعنی آنچه که شما میبینید درست است و من هم میبینم ولی من چیزهایی را ضمناً میبینم که شما آنها را نمیبینید و شما تنها یک طرف صفحه را خواندهاید و طرف دیگر را نخواندهاید.
پس مسلّم نظر قرآن به این شکل نیست.
آیا به نظر قرآن بشر شر محض است؟ یعنی همان نظر ناامیدکننده و مأیوسانه امثال نیچه و شوپنهاور که میگویند بشر موجودی است غیرقابل اصلاح که نباید اصولًا کاری به کارش داشت؟ این هم مسلّم نیست، زیرا مأموریت پیامبران به طور کلی، اصلاح جامعه انسانی بوده و اگر آنها آنچنان بدبین به طبیعت بشری بودند تز اصلاحی نمیآوردند. بعلاوه این نظریه با اصل توحید که اساسیترین اصول قرآن است جور نمیآید؛ یعنی لازمه جهانبینی الهی توحیدی غیر از این است و امکان ندارد یک جهانبینی، جهانبینی توحیدی و الهی باشد و در عین حال هستی را باطل و پوچ و شر بداند.