اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ٦٩ - راه دل یا راه فطرت
همچو میل کودکان با مادران | سرّ میل خود نداند در لبان | |
همچو میل مفرط هر نو مرید | سوی آن پیر جوانبخت مجید | |
جزء عقل این از آن عقل کل است | جنبش این سایه زان شاخ گل است | |
سایهاش فانی شود آخر در او | پس بداند سرّ میل و جستجو | |
دیگری میگوید:
چندین هزار ذرّه سراسیمه میدوند | در آفتاب و غافل از آن کافتاب چیست | |
غریزه خداخواهی و خداجویی نوعی جاذبه معنوی است میان کانون دل و احساسات انسان از یک طرف و کانون هستی یعنی مبدأ اعلی و کمال مطلق از طرف دیگر؛ نظیر جذب و انجذابی که میان اجرام و اجسام، موجود است. انسان بدون آنکه خود بداند، تحت تأثیر این نیروی مرموز هست. گویی غیر این «من» یک «من» دیگر نیز در وجود او مستتر است و او از خود نوایی و آوازی دارد. به قول نظیری نیشابوری:
غیر من در پس این پرده سخن سازی هست | راز در دل نتوان داشت که غمّازی هست | |
بلبلان! گل ز گلستان به شبستان آرید | که در این کنج قفس زمزمه پردازی هست | |
تو مپندار که این قصه به خود میگویم | گوش نزدیک لبم آر که آوازی هست | |
حافظ میگوید:
در اندرون من خسته دل ندانم کیست | که من خموشم و او در فغان و در غوغاست | |
دانشمندان روانشناس و روانکاو در قرن اخیر به این حقیقت پی بردهاند که انسان در ماوراء شعور ظاهر خویش شعوری مخفی دارد. گویی در پس این «من» ظاهر «من» پشت پردهای وجود دارد، چیزی که هست برخی از این دانشمندان چنین فرض