اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ١٣ - مقدّمه
تسلیم نظر وحی شد.
این گروه معتقدند نظر اسلام و مبنای اسلام در این گونه مسائل بر تسلیم و تعبد است نه بر تحقیق و تفکر، و هر گونه چون و چرایی در این گونه مسائل از نظر اسلامی بدعت و حرام است. اشاعره و حنابله که خود را «اهل الحدیث» مینامند طرفدار این نظریهاند.
ما درباره نظر مادیین مبنی بر انکار ماوراء طبیعت و همچنین درباره نظر شکاکان و لا ادریون که از نظر علمی مسائل ماوراء طبیعت را مجهولاتی حل ناشدنی میدانند، در این مقدمه بحثی نمیکنیم زیرا در خود کتاب، چه در این جلد و چه در مجلّدات دیگر در این باره به قدر کافی بحث شده است.
همچنین درباره نظر عرفا نیز بحثی نمیکنیم، زیرا نظر عرفا مبنی بر انکار ارزش راه عقل و برهان و استدلال نیست، بلکه بر ترجیح راه دل و سیر و سلوک و تصفیه و تزکیه بر این راه است. از نظر عرفا:
بحث عقلی گر در و مرجان بود | آن دگر باشد که بحث جان بود | |
بحث جان اندر مقامی دیگر است | باده جان را قوامی دیگر است | |
معرفت استدلالی که حکیم در جستجوی آن است از حدود تصورات و مفاهیم ذهنی و اقناع قوه عاقله تجاوز نمیکند و البته این خود ارزشی بسزا دارد. ولی معرفت افاضی که عارف در جستجوی آن است چیزی از نوع رسیدن و چشیدن است. در معرفت استدلالی، عقل در درون ارضا میشود و قانع میگردد؛ اما در معرفت افاضی علاوه بر ارضاء وجدانی، سراسر وجود بشر به هیجان و شور و حرکت درمیآید و به سوی خدا بالا میرود و به او نزدیک میگردد. این نوع معرفت وجود آدمی را روشن میکند و به او نیرو و جرئت و محبت میدهد، خشوع و رقّت و لطافت میبخشد و بنیاد هستی او را دگرگون میسازد.
به نظر ما سخن از ترجیح آن راه بر این راه بیهوده است، هر یک از این دو راه مکمل دیگری است و به هر حال عارف منکر ارزش راه استدلال نیست، لهذا ما در اینجا با این طبقه نیز بحثی نداریم.
آنچه لازم است در این مقدمه درباره آن بحث شود نظریه اخیر است که به نظریه حنابله و اهل حدیث معروف است، زیرا در پاورقیهای این جلد بر خلاف سایر