اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ١٦٨ - خدای هستی همه کمالات هستی را دارد
قدرتی که موجود نامبرده دارد سرچشمه میگیرد.
و چون این قدرت، کمالی است واقعیت دار، پس، از واقعیت مطلق (وجود خدا)
نیست به کنه ذات و صفات حق پی ببرد.
عنقا شکار کس نشود دام بازگیر | کانجا همیشه باد به دست است دام را | |
ولی این جهت ایجاب نمیکند که امتیاز و تفاوت مخلوق و خالق در این جهت باشد که هر معنی و صفت که درباره مخلوق صدق میکند درباره خالق صدق نکند و بالعکس. تفاوت خالق و مخلوق در وجوب و امکان، و در قدم و حدوث ذاتی، و در تناهی و لا یتناهی، و در بالذات و بالغیر بودن است. فی المثل خداوند عالم است و انسان هم عالم است، علم هم جز به معنی آگاهی و احاطه و کشف نیست، تفاوت در این است که خداوند عالم بالوجوب است و انسان عالم بالامکان، او قدیم العلم است و انسان حادث العلم، او عالم است به کلی و جزئی و گذشته و حاضر و به غیب و شهادت(لا یعزب عنه مثقال ذرّة) « (*)» و انسان عالم است به قسمت بسیار محدودی، علم او بالذات است و علم انسان بالغیر. تفاوت آن علم و این علم تفاوت نامتناهی با متناهی است، بلکه حکما اثبات کردهاند که خداوند فوق لایتناهی است بما لایتناهی.
پس صحیح است که خداوند مانند مخلوقات، و مخلوقات مانند خالق نیستند و باید نفی مثلیت و ندّیت کرد. ولی نفی مثلیت مستلزم اثبات ضدیت نیست. این گونه تنزیه که بگوییم هر چه در مخلوق است مغایر و مخالف و مباین است با آنچه در خالق است اثبات نوعی ضدیت است میان خالق و مخلوق، و حال آنکه همچنانکه خداوند را مثل نیست، ضد نیز نیست؛ مخلوق ضد خالق نیست، مخلوق پرتو خالق و آیت خالق و مظهر خالق است.
این گونه تنزیه و نفی تشبیه که سر از تضاد مخلوق و خالق بیرون میآورد از آنجا ناشی میشود که مفهوم و مصداق با یکدیگر خلط شدهاند یعنی وجود خارجی مخلوق مانند خالق نیست نه اینکه هر مفهومی که بر مخلوق صدق میکند بر خالق نباید صدق کند.
از این گذشته، اگر مقتضای تنزیه و نفی تشبیه این باشد که هر معنی که بر مخلوق
______________________________
(*) سبا/ ٣.